جلسه ۷۲۴
2بله، آن طرف وقتی نگاه كنند معلوم میشود كه ما جلوتر هستیم یا همینهایی كه اوضاع آنها این طوری است.
بسم الله الرحمن الرحیم
وقال المعلم الثانی فی کتاب الجمع و بین رأیی افلاطون و ارسطو إنه إشارة الی أن الموجودات صورا فی علم اللَه تعالی باقیة لاتتبدل و لا تتغیر و بین ذلک و بعض المتأخیرین حیث قال: ان فی عالم الحسن شیئاً محسوساً
كیفیت توضیح و تبیین مثل افلاطونی و حقیقت صور علمیه عنایی
خدمت رفقا كیفیت توضیح و تبیین مثل افلاطونی و حقیقت صور علمیه عنایی كه هیچ تالی فاسدی بین آن صور و بین اشیاء محسوسه خارجیه وجود ندارد عرض شد كه به واسطه این مسئله حلقه بین حادث و قدیم و ربط بین حادث و قدیم كاملا واضح و بدون اشكال و ابهام شد و مسئله قدم زمانی و حدوث ذاتی اعیان خارجی كه برگشت آن به تعلق معلول به علت در مافوق زمان است، هم روشن شد و مسئله سنخیت بین علت و معلول كه خودش بسیار مسئله مهمی است و كیفیت تبدل استعداد به فعلیت، این هم با بیانی كه ما كردیم در مسئله مثل افلاطونی و صور عنایی اشیاء خارجی، همه اینها دیگر واضح شد (همه اینها در یك راستا هستند).
و این كه گفته میشود كه بین آن صور ابداعی و حقایق ابداعی و مجرده و بین حقایق محسوسه در عالم شهادت و در عالم كون و فساد ممكن است انفصال وجود داشته باشد به طور كلی مردود است. با توجه به آن عینیت، نه اقتران، عینیت و اتحاد عالم مثال با عالم شهادت آن اتحاد و آن عینیت عالم مثال و عالم شهادت و عالم اعیان خارجی اقتضا میكند بر این كه هر چه در عالم مثال قابل مشاهده هست همان در عالم اعیان و عالم خارج وجود داشته باشد. این مسئله یك خرده احتیاج به دقت و تأمل دارد! ببینید ما آن احساسی را كه از وجود عینی خود در عالم خارج داریم این احساس یك احساس به عنوان امر متصل است یا این كه این احساس یك احساسی است كه جدای از ما و منفصل از ما است؟ به طور كلی نفس تعین خارجی و اعیان خارجی هیچ گونه تعلقی از نقطه نظر ظاهر با شخص دیگر و با شیء دیگر ندارند و آن ربط بین اشیاء خارجی به واسطه حقیقت علمیه است كه موجب شناخت و حضور خود و حضور اشیاء دیگر در جنب خود است.

