جلسه ۷۲۴
10این امام است، این امام علت عالم است، امام حبل الممدود بین الله و بین المخلوق است، همان حقیقت ولاییه در نفس امام رضا علیه السلام به عنوان تحقق ماسوی الله در نفس عباد است ماسوی الله در نفس او است پس جبرائیل كه دارد علم افاضه میكند كی این علم را دارد افاضه میكند؟ امام رضا، ملك الموت كه دارد قبض روح میكند كی دارد این قبض روح میكند؟ امام رضا، تمام حركاتی كه در عالم وجود چه در عالم شهادت و چه در عالم غیب اتفاق میافتد در چه ظرفی اتفاق میافتد؟ در نظر او است.
خب این غیب شد، غیب رفت پی كارش! پیغمبر میگوید امام علم غیب ندارد، من غیب نمیدانم، دیگر راست است، چون همه چیز هست، چگونه بخواهد برود دنبال غیبش! آن هم كه مشركین میگفتند تو غیب نداری آنها هم راست میگفتند، همه، پیغمبر هم راست میگفتند، منتهی آنها روی یك معنا برداشت میكردند و پیغمبر هم به یك معنا میگوید بله من غیب ندارم، همه چیز برای من هست همه چیز برای من ظهور است! همه چیز برای من عالم شهادت و عالم خارج است.
این تشبیه را بنده امروز زدم تا این كه این مسئله مثل افلاطونی روشن شود لذا این مطلب را در روایات و در آثار به صورتهای مختلف میبینیم در بعضی روایات داریم آن وحی به عنوان یك حقیقت كلی است كه نازل میشود بر نفس پیغمبر در بعضی جاها داریم كه جبرائیل را من دیدم كه بر تمام مشرق و مغرب عالم پرش گسترده شده، مشرق و مغرب نه عالم ماده، یعنی بر عالم مجردات گسترده شده بود در حالتی كه ما از هر فردی یك شیء خاص مشاهده میكنیم، مشاهده ما یعنی مشاهده جبرائیل، یعنی مشاهده عزرائیل، یعنی مشاهده اسرافیل، همین نفس مشاهده ما، یعنی مشاهده او است، چطور این كه الان برق و نور وچراغ را ما مشاهده میكنیم این همان واقعیت سعی و اشتدادی است كه از منبع و سرچشمه نشأت گرفته است و الان به صورت جزئی در این جا درمیآید یعنی آن واقعیت سعی آمده خودش را پایین پایین پایین آورده تا به میزان سعه وجودی ما باشد. خب این به اصطلاح تتمه مطلب بود.

