اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۲۴

6
  •  اما صحبت ما در این است كه این جناب عزرائیل كه الان یك وجود است خب عزرائیل كه ده تا نداریم، ملك الموت چند تا است؟ خب این ملك الموت كه یكی است.

  •  حالا درباره خدا و درباره ذات باری ما می‌توانیم بگوییم كه آن علت العلل است، در آیه اللَه يَتَوَفَّي الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها، بعضی‌ها گفته‌اند كه خدا امر می‌كند به آنها كه یتوفی الموت مثل مجاز در اسناد است، در مطول دیده‌اید دیگر اینها را، فرض كنید كه بنی الامیر مدینه، امیر كه خودش نمی‌آید بنا كند، شهر بسازد، كار امیر و سلطان و حاكم فقط نشستن و لنگ روی لنگ انداختن و دستور دادن است!! آن عمله بدبخت باید برود شهر بسازد، یا این كه فرض كنید آن امیر كه حكم به جنگ می‌كند آن كه نمی‌آید مثل پیغمبر برود جلوی همه لشگر!! و به فرمایش امیرالمومنین علیه السلام رسول الله از همه ما به افراد لشگر نزدیكتر بود" ان اشتدت قتال، كنا نلوذ برسول الله و كان اقرب منا الی العدو"1 خب ما سلاطینی در دنیا می‌بینیم كه فقط می‌نشینند سر جایشان و می‌گویند لنگش كن! خب در بنی الامیر المدینه معلوم است كه این مجاز است، حال وقتی كه خدا می‌گوید، ذات باری می‌گوید اللَه يَتَوَفَّي الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها، خدا كه بلند نمی‌شود از آن بالا بگوید كه جان این را بگیرد، جان آن را بگیرد، این گوسفند كه دارند سرش را می‌برند، جانش را بگیرید، نه آقا خدا در آن جا روی تختش نشسته و دارد كیفش را می‌كند و به این ملائكه خودش عزرائیل و غیر عزرائیل به اینها می‌گوید بروید انجام بدهید!! خب این یك قسم، خب بیانی است كه بعضی‌ها می‌كنند و حاكی از عدم اطلاع و آگاهی آنها است. خب این یكی، حالا ما به این كار نداریم. راجع به عزرائیل دیگر چه می‌فرمایید؟ نسبت به او كه دیگر نمی‌توانیم بگوییم او امر می‌كند، شاید هم بگوییم عزرائیل هم مثل این كه بله آن هم كارش كار همین حكامی‌است كه می‌نشینند می‌گویند لنگش كن، آن هم همین طور نشسته و خلاصه به ملائكه زیر دستش می‌گوید بروید جان بگیرد، حالا عزرائیل خیلی به خودش زحمت نمی‌دهد بلند شود بیاید، می‌گوید خب بزرگی گفته‌اند، كوچكی گفته‌اند! فرمانده‌ای گفته‌اند، فرمانبرداری گفته‌اند! كه هر كدام جای خودش را دارد ما باید در آن مقام رفیع خودمان باشیم و بقیه بروند برای ما كارها را انجام بدهند! می‌آییم در آیه سوم كه می‌فرماید الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ2 و یا آیه الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ3 راجع به ملائكه تحت فرمان جناب عزرائیل، اینها توفی می‌كنند، خب ما اگر نگاه كنیم همین مسئله مثل افلاطونی را در این جا می‌توانیم پیدا كنیم، خیلی راه دور نمی‌رویم الان این ملائكه هر كدامشان دارای یك واحد بالعدد هستند و در آیه قرآن هم داریم كه وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بالبشری قالوا سلاما4 آمدند در منزل حضرت ابراهیم و تعدادشان هم مشخص بود. یا درباره حضرت لوط داریم كه آن فرستادگان ملائكه آمدند و در منزل حضرت لوط. و همین طور راجع به پیامبران دیگر داریم. راجع به حضرت داوود داریم كه وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ* إِذْ دَخَلُوا عَلي داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغي بَعْضُنا عَلي بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلي سَواءِ الصِّراطِ* إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ5 كه دو تا در این جا آمدند خب این ملائكه دو تا است، یكی به عنوان متّهَم و یكی به عنوان متّهِم آمدند پیش حضرت داوود برای اقامه دعوی، پس این عدد وجود دارد، عدد در ملائكه وجود دارد، همین عدد نسبت به جناب عزرائیل دارد وقتی كه ملائكه می‌آیند برای قبض روح مؤمن چطور ما در روایت داریم كه مؤمن عزرائیل را می‌بیند، خب باید ملائكه را ببیند نه این كه عزرائیل را ببیند، آن عزرائیل بایستی كه آن بالا بایستد و به اینها امر و دستور بدهد! در حالی كه تمام این‌ها هم شواهد هم مسائل خارجی و هم روایات و قرائن و خصوصیات متفقاً همه می‌گویند كه شخص كه حضرت عزرائیل را می‌بیند كه آمده اگر شخص صالح باشد با صورت جمیل و دل آرا و اگر شخص طالح باشد با صورت كریه و مشوه می‌بیند.

    1. ١- بحارالانوار جلد ١٦ صفحه ٢٣٢ (لقد رايتنى يوم بدر و نحن نلوذ بالنبى و هو اقربنا الى العدو و کان من اشد الناس يومئذ بأسا)
    2. سوره النحل (١٦) آيه ٢٨
    3. ٢- سوره النحل (١٦) آيه ٣٢
    4. ٣- سوره هود (١١) آيه ٦٩
    5. ٤- سوره ص (٣٨) آيات ٢١ الى ٢٣