اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مثل افلاطونی» و «صور علمیه عنائی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج که مثل افلاطونی را صرفاً مفاهیم کلی ذهنی می‌دانند، آغاز شده و با اثبات وجود خارجی و عینی این حقایق ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از شواهد روایی و قرآنی، به‌ویژه در بحث قبض روح توسط ملائکه و مشاهده عزرائیل، نشان می‌دهند که چگونه حقایق کلی در قوالب جزئی ظهور می‌یابند. در ادامه، با تحلیل نسبت میان علت و معلول و کیفیت اشراف ولایی، این نکته تبیین می‌شود که عالم مثال و عالم شهادت دارای اتحاد و عینیت هستند. در نهایت، با نقد برداشت‌های سطحی از علم غیب، جایگاه امام به عنوان «امام مبین» و واسطه فیض الهی در احاطه بر ماسوی‌الله تشریح می‌شود تا روشن گردد که چگونه تمام حقایق عالم در نفس ولیّ الهی حضور دارند.

تبیین حقیقت مثل افلاطونی و صور علمیه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مثل افلاطونی» و «صور علمیه عنائی» می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج که مثل افلاطونی را صرفاً مفاهیم کلی ذهنی می‌دانند، آغاز شده و با اثبات وجود خارجی و عینی این حقایق ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از شواهد روایی و قرآنی، به‌ویژه در بحث قبض روح توسط ملائکه و مشاهده عزرائیل، نشان می‌دهند که چگونه حقایق کلی در قوالب جزئی ظهور می‌یابند. در ادامه، با تحلیل نسبت میان علت و معلول و کیفیت اشراف ولایی، این نکته تبیین می‌شود که عالم مثال و عالم شهادت دارای اتحاد و عینیت هستند. در نهایت، با نقد برداشت‌های سطحی از علم غیب، جایگاه امام به عنوان «امام مبین» و واسطه فیض الهی در احاطه بر ماسوی‌الله تشریح می‌شود تا روشن گردد که چگونه تمام حقایق عالم در نفس ولیّ الهی حضور دارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت مثل افلاطونی و صور علمیه

11
  • بنده در این جلسه این تشبیه را [کردم] تااینکه این مسئلۀ مثل افلاطونى روشن شود. لذا این مطلب را در روایات و در آثار به صورت‌هاى مختلف مى‌بینیم. در بعضى از روایات داریم که آن وحى به‌عنوان یک حقیقت کلى است که بر نفس پیغمبر نازل مى‌شود. در بعضى جاها داریم که جبرائیل را من دیدم که پرش بر تمام مشرق و مغرب عالم گسترده شده بود.1 منظور از مشرق و مغرب نه عالم ماده است بلکه یعنى بر عالم مجردات گسترده شده بود درحالی‌که ما از هر فردى یک شی‌ء خاص مشاهده مى‌کنیم، مشاهدۀ ما یعنى مشاهدۀ جبرائیل و مشاهدۀ عزرائیل و مشاهدۀ اسرافیل، همین نفس مشاهدۀ ما یعنى مشاهدۀ اوست. چطور اینکه الآن که برق و نور و چراغ را مشاهده مى‌کنیم این همان واقعیت سِعى و اشتدادى است که از منبع و سرچشمه نشئت گرفته است و الآن به‌صورت جزئى در اینجا درمى‌آید؛ یعنى آن واقعیت سِعى آمده خودش را پایین پایین پایین آورده تا به میزان سعۀ وجودى ما باشد. خب این‌هم تتمۀ مطلب بود.

  • تلمیذ: با توجه به این مطلبى که فرمودید، جنبۀ عِلّى حضرت عزرائیل در ملائکه که آنها معلول هستند پس محتضر باید نفس امام علیه‌السّلام را مشاهده کند چون عزرائیل هم نسبت به جنبۀ نفس امام معلول است. این اتفاق مى‌افتد؟

  • استاد: بله، مگر نداریم که کفار پنج تن را در موقع احتضار مى‌بینند؟! مگر از امام صادق علیه‌السّلام روایت نداریم که مى‌فرمایند: «و لا تسموا فاطمة» پنج تن را مى‌بینند2 هم شیعه و هم مؤمن مى‌بیند و هم غیر مؤمن و هم نصارا مى‌بینند. در بعضى از همین قضایایى که از آنها نقل مى‌شود و به‌صورت کتاب و اینها درآمده است نقل می‌شود مى‌گویند که ما چهارده نور دیدیم. نصرانى است نمى‌فهمد اما مى‌گوید که ما چهارده‌تا نور دیدیم یا یهودی [این حرف را می‌گوید]. اینها همه یک واقعیت‌هاى تکوینى است که مشاهده مى‌کنند. منتها یک مطلب دیگر هست و آن این است که افراد هم همان‌طوری‌که‌ در این مقدار متفاوت هستند در آن جنبه هم تفاوت دارند یعنى از نقطه‌نظر ادراک ممکن است که ادراک آنها محدودیت‌هایى داشته باشد و اختلاف در ادراک وجود داشته باشد، این کارى به خود وجود خارجى ندارد.

    1. . تفسیر منهج ‌الصادقین، ج 10، ص 167، با قدری اختلاف.
    2. . بحار الأنوار، ج 6، ص 184، با قدری اختلاف. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسی، ج 2، ص 152.
/