اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس نکته‌ها و گفته‌های استاد:فرهنگ عاشوراء ـ 20/1/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۲۳

4
  •  در عروسی رفته بودیم با مرحوم پدرمان، البتّه از بستگان هم بود بعد گفتند كه آقا آن جا یك میزی بود خیلی بزرگ و آقا یك نگاه كردند كه كجا برویم؟ گفتند: آقا بروید آنجا بایستید! بایستیم؟! گفتند: ما با چهارپایان یك قدری تفاوت داریم، نه، آقا بنده می‌نشینم اینجا برای من غذا بیاور، ما هم نشستیم و ایشان و ده بیست نفر كه خلاصه اینها هم احساس می‌كردند كه با چهارپایان تفاوت دارند آنجا نشستند.

  • توالی حدوث و استقرار سه مقوله مُد و رسم و فرهنگ

  •  این جور مسائل كم‌كم انسان را می‌برد، یعنی كم‌كم رسم می‌شود، كم‌كم مُد می‌شود، كم‌كم از مدشدن تبدیل به فرهنگ می‌شود. چون چیزی كه اول می‌آید مد است، بعد رسم است، بعد فرهنگ است. اینها سه حالت پشت سر هم دارند كه در تثبیت یك روش دارای مراتب مختلفی هستند، مد بعد اصلًا فرهنگ می‌شود. چطور خود عروسی و زفاف یك فرهنگ است آن خصوصّیات و كیفیت مجلس زفاف، این هم خودش به یك فرهنگ تبدیل می‌شود كه فرض كنید همه بایستند و غذا بخورند و ساعت دوازده شب مثلا شام بیاورند و عروس را سوار ماشین كنند بوق بوق ...، زهرمار، دور تمام شهر بوق ... می‌خواهد چه اتفّاقی امشب بیفتد كه بوق می‌زنی؟! تمام خیابانها و كوچه ها را همه جلب توجّه، همه جلب توجّه، اوّل چیزی كه به نظر همه می‌رسد ـ خود بنده هم همین طور ـ ببینیم در این كیست؟ یعنی این كیست، پوشش دارد، ندارد؟ نمی‌دانم خوشگل است، بدگل است؟ خلاصه میزانش چقدر است؟ قیمت و اندازه آن چقدر است؟ ارزیابی كنیم ببینیم ... بالاخره دارند پشت سرش بوق می‌زنند كه متاع ما این است، این متاع بازاری ما این است حالا ای مردم بیایید تماشا كنید و ببینید ... بابا تماشا ندارد دیگر، همه سر و ته یك كرباس هستند، خب این می‌شود فرهنگ به طوری كه اصلًا بعضی می‌آمدند از مرحوم آقا سؤال می‌كردند كه آقا چرا بوق نزنیم؟ این مثلًا تشویق می‌كند سایر جوانها را ...! بابا این كه جوانها را، تشویق نمی‌كند خودش دربیاید شاید تشویق بشوند (مزاح) ولی با بوق زدن كسی تشویق نمی‌شود، حالا كه در می‌آیند در همین قم حرم اهل‌بیت با ماشین می‌روند در میادین و پیاده می شوند و شروع می‌كنند به كف زدن و رقصیدن و سایر چیزها و خب ظاهراً تا این مقدارش اشكال ندارد!، نمی‌دانم! من كه از قوانین خبر ندارم! در ملأ عام بیایند و پیاده شوند و این قسم ... نمی‌دانم!.