اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس نکته‌ها و گفته‌های استاد:فرهنگ عاشوراء ـ 20/1/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۲۳

3
  •  در جوانی به خویش می‌گفتم شیر شیر است اگرچه پیر بود

  •  چون به پیری رسیدم و دیدم پیر پیر است اگر چه شیر بود

  •  گاهی اوقات آدم فراموش می‌كند كه پیر شده (حالا البتّه بنده پیر نشده‌ام و خدا نكند، اینها محاسن همه سیاه است شما خیال می‌كنید سفید است (مزاح)، شما سفید می‌بینید یا خودمان را گول می‌زنیم) بله علی كلّ حال قافله‌ای است كه همه سوار آن هستند و می‌روند دیگر، بخواهیم نخواهیم ما را می‌برند، بله انسان در این سنین كه می‌رسد مسائلی را باور می‌كند، می‌بیند همان جریاناتی كه برای دیگران هست برای او هم هست. حالا در پرونده او چه نوشته اند معلوم نیست، تا یكی یكی صفحات آن رو شود و كسی از این قضّیه مستثنی نیست، و همین كه احساس می‌كنم كه دوباره مبتلا می شوم دوباره می‌روم روی میز و این قضّیه مسأله‌ای است، خیلی مسأله جالب توجّه ای است كه دستوری را كه بزرگان می‌دهند نسبت به افراد بر اساس یك حالت عادی متعارف مبتلا به النّاس نیست بلكه بر اساس مصلحت خود آنها است، مصلحت شخصیه خود آنها است.

  •  یك سال ما در لبنان بودیم، گاهی اوقات كه می‌رفتیم در بعضی از جاها دعوت می‌كردند و غذا در جایی بود هر كه ظرف غذایش را دست می‌گرفت و می‌رفت در آن جا و هر چه غذا می خواست برمی‌داشت و سر یك صندلی می‌نشست! گفتم كه خب این چه قسم غذا خوردن است؟ و این چه لطفی دارد؟ چه فایده‌ای دارد كه من این جا نشسه ام و طرف برود غذایش را بردارد و بعد هم برود یك گوشه بنشیند و بخورد و بعد هم برود! این چه دعوتی شد؟ نمی‌آمد بهتر بود! گفتم بروید سفره بگذارید روی زمین همه بنشینیم، سنّت رسول خدا است كه همه روی زمین بنشینند و خلاصه یك جمع، جمع واحده باشد، بركت در آنجا است، خیر و بركت در آنجا است و این قسم غذاخوردن به عنوان این كه سلف سرویس كه هر كسی بلند شود برای خودش و اینها صحیح نیست یا این كه بعضی‌ها می‌ایستند!.