اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس نکته‌ها و گفته‌های استاد:فرهنگ عاشوراء ـ 20/1/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۲۳

2
  •  مرحوم آقا به یكی از افرادی كه در مشهد بودند توسّط من پیغام دادند كه آقا شما مبل های منزلتان را رد كنید و ایشان در منزلش دیگر مبل نداشت و منتقل كرده بود به جای دیگر در حالی كه خب ایشان منزل خیلی‌ها می‌رفتند از دوستانشان، آشنایانشان آنها مبل داشتند به هیچ كدام نگفتند شما مبلتان را بردارید و حتّی به بعضی می‌گفتند شما بگذارید؛ بنده در جریان هستم گفتند شما منزلتان فرق می‌كند شما مبل بگذارید. مبانی این اولیاء و عرفا مثل چوب خشك نیست كه در هر جا فقط یك سمت داشته باشد، اینها بر حسب شرایط قابل انعطاف است و خودشان به بنده می‌فرمودند، یك وقتی كه آمدند منزل ما و دیدند میز است و من پشت میز دارم می‌نویسم ـ در همان مشهد ـ البته بنده دو ماه قبل از آن مبتلا به دیسك شده بودم، تا قبل از آن موقع تمام نوشتنی‌های من روی زمین بود ـ از این میزهای تحریر كه الآن هم داریم و یك قدری شیب دارد ـ ولی بعد مبتلا به دیسك شدیم و خیلی مرض سختی هم بود، دو هفته من نمی‌توانستم حركت كنم بعد احساس می‌كردم كه خب اگر بخواهم روی زمین به این مدّت بنشینم به همین مسأله دوباره مبتلا می‌شوم و ادامه پیدا می‌كند لذا رفتم یك میز و یك صندلی گرفتیم، البته به مرحوم آقا عرض كردم ولی ایشان می‌بایست تذكر خودشان را بدهند، فرمودند كه این نوشتن‌ها بركت ندارد، بركت در نشستن روی زمین است، خب این یعنی چه؟ روی میز و اینها بركت ندارد یعنی چه؟

  •  این همین است كه من می‌گویم، كسی كه روی میز می‌نشیند برای نوشتن یك سیلندرش خلاصه از كار می‌افتد، ماشین چند سیلندر است؟ ماشین چهار سیلندر داریم، هشت سیلندر، شش سیلندر و این ماشین‌های تریلی دوازده سیلندر، وقتی یك سیلندر از كار بیافتد، دو سیلندر از كار بیفتد، موتور آن كشش را ندارد كه بار را بكشد و می‌زند بقیه سیلندرها را هم خراب می‌كند فشار می‌آید به آن، آن كیفیت ربط خاصّ كه با آن ربط نزول اسم علیم در ذهن انسان تحقّق پیدا می‌كند آن ربط دست خوش تغییر و تبدیل قرار می‌گیرد، آن ربط مخصوص، آن ربطی كه نكات را به ذهن می‌رساند، آن ربطی كه ریزه‌كاری‌هایی را كه انسان تصوّرش را نمی‌كرده یك‌دفعه می‌بیند در ذهن می‌آید، آن ظرافت‌ها و نقطه‌های كلیدی، آن مختلّ می‌شود و خود من الآن حتّی‌الإمكان سعی می‌كنم روی زمین بنویسم مگر وقتی كه احساس كنم كه احتمال آن هست، چون در همین تابستان امسال من دوباره مبتلا به دیسك شدم، البتّه نه به آن شدّت ولی سه روز نتوانستم ... اتفّاقاً در سفر هم بودیم و دیدم كه همان قضّیه است، خب به خاطر بی‌احتیاطی خودم بود، می‌خواستم ساكم را بردارم خم شدم و خیلی شدید برداشتم، تصوّر می‌كردم كه همان جوانی‌هایمان هستیم، نه بابا!