اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۲۲

9
  •  پس در مسئله علیت و ارتباط آن با فاعل همین كه شما تصور علیت تام را می‌كنید دیگر وجودمانع در این جا چه نقشی می‌تواند داشته باشد دیگر در این جا صوارف خارج از حیطه علت چه می‌تواند دراین جا نقشی داشته باشد همین كه شما می‌گویید علت تام است یعنی در اراده علت برای ایجاد علیت و تأثیر معلولیه او كه حیثیت خارجیه است هیچ رادعی وجود ندارد بلكه تمام جوانب نقص مسدود است التفات كنید تمام روزنه های برای عدم تأثیرپذیری همه آن روزنه ها بسته شده است فقط این می‌ماند در اراده خودش وقتی كه در اراده خودش، در این جا ماندنفس اراده او موجب تحقق خارجی و ظهور خارجی همان علت خواهد بود صحبت در این جا این است كه فاصله بین دقت كنید فاصله بین حقایق عینیه خارجی و بین مبادی عالیه خودش كه همان اراده فاعل و ذات اقدس پروردگار است این فاصله چیست؟ آیا خارج از حیطه وجود است و خارج از آن سلسله نزول آن اسماء كلیه و صفات كلیه است خارج از این است یا داخل در این است اگر خارج از این باشد پس ما باید وجود ثانی برای وجود اول فرض كنیم و هذا خلاف المراد اگر در همان است پس بین اراده مرید و بین حقیقت خارجی اعیان شهودیه چه چیزی دیگر می‌تواند فاصله باشد؟ تمام شد پس تمام آن چه كه گفته می‌شود علم عنایی حق، مقام اجمال، مقام ابهام نمی‌دانم فرض كنید كه حقایق متدرج الحصول در زمان همان تمام اینها می‌رود پی كارش حرف و مسئله و لب قضیه همان می‌ماند كه خواجه شیراز پرده از سرّ آن برمی‌دارد كه این همه عكس می‌و نقش مخالف كه نمود یك فروغ رخ ساقی است كه در جام افتاد و تمام شد همین كه اراده حق تعلق بر صروت خارجی اعیان خارجیه گرفت تا خدا خدایی می‌كند تا حالا را كار نداریم تاخدا خدایی می‌كند تمام آن اشیاء خارجیه بالفعل موجود است! یعنی الان فردا موجود است ببینید الان فردا موجود است نه این كه فردا خواهد آمد فردا خواهدآمدیعنی چه یعنی نیست با این برهان در تضاد می‌شود الان پس فردا موجود است الان هفته دیگر موجود است نگویید تناقض است الان منظور من الان فعلیت غیر زمانیه است آن چه كه موجب تضاد در آن ظهور اعیان خارجیه است حقایقی است كه وجود آنها و ظهور آنها منوط به زمان است بحث من بحث فعلیت است و فعلیت مافوق زمان است پس وقتی كه می‌گویم الان فردا موجود است نگویید الان چطور شنبه و یكشنبه با همدیگر در یك رتبه قرار گرفتند شنبه و یكشنبه در ظهور خارجی در یك رتبه نمی‌توانند قرار بگیرند ولی در خود حاق واقع و در نفس الامر و در وجود فعلی خارجی خود در یك آن قرار گرفتند. پس بنابراین این كه گفته می‌شود ممكن است انسان از نقطه نظر شهودی بتواند چشمش چشم باطن او چشم قلب او آن حیثیت كشفی خود را ارتقاء بدهد به نحوی كه بتواند از به اصطلاح آن مثال اعیان خارجی كه متحقق الوقوع هستند در آینده آنهارا ببیند این مسئله با برهانی كه ما اقامه كردیم بر عینیت بین علت و بین معلول از نقطه نظر فعلیت و تنزّل خارجی این با این مسئله چیست منافات پیدا می‌كند این برهان این را می‌رساند كسی كه چشم دلش باز شده است الان صورت حقایق خارجیه را نمی‌بیند نخیر، نه این كه صورت را ببیندكه شما فرض كنید كه شما مثل عكس مثل فیلم مثل فرض كنید چیزهای دیگر كه الان می‌بینید حالا چیزهای كه عكس و فیلم مر بوط به اشیاء به اصطلاح مادیه است شما فرض كنید كه بیاید عكس و فیلم مربوط به اشیاء مستقبل و آتیه به شما نشان بدهند نخیر، شما وقتی كه در كشف در حقیقت كشفیه مشاهده می‌كنید نفس خود آن عین خارجی را می‌توانید ببینید و می‌توانید به او دست بزنید و می‌توانید ثقل او را احساس كنید ثقل او را احساس كنید سایه او را می‌توانید احساس كنید سنگینی او را می‌توانید احساس كنید خود او را احساس می‌كند نه این صورت را صورت را احساس نمی‌كنید خود نفس او را ا حساس می‌كنید چرا چون او الان وجو د خارجی دارد منتهی وجود خارجی برای ما نامأنوس است نامشهود است وقتی كه الان عرض كردم یكی دارد در خیابان راه می‌رود دارد راه می‌رود یا نمی‌رود؟ خب ما نمی‌بینیم خب نمی‌بینیم نبینیم ندیدن ما دلیل بر عدم او نیست چون ما نمی‌بینیم نه او دارد در خیابان راه می‌رود شما برای این كه بیاید به او برسید نمی‌توانید در فیضیه بمانید و او را لمس كنید و ببینید و مس كنید و مشاهده كنید باید از در فیضیه خارج شوید بروید یك مسافتی را صد متر را طی كنید او را در خیابان ببینید پس شما باید این حركت را بكنید این فرض كنید كه مسافت را باید طی كنید تا این كه از نقطه‌نظر علم و معرفت به این معرفت برسید حالا اگر شما در خودت برای شما حالی باشد چشم شما باز شده باشد جهازی داشته باشید كه بتوانید او را ببیند جهازی كه بتواند از این فرض كنید كه جدران عبور كند از این حیطان عبور كند و با اشعه خاصی بتواند حركت كند دیگر نیازی به این راه رفتن نیست شما در این جا دوربینی هست از این جا نگاه می‌كنید می‌بینید آن شخص دارد در خیابان راه می‌رود دستتان نمی‌رسد ولی چشمتان كه دارد می‌بییند آیا ا ین چشم شما صورت او را می‌بیند یا عین خارجی او را می‌بیند وقتی كه یك شخص را می‌برند زیر دستگاه ا م آر آی یا فرض كنید كه وقتی كه می‌برند زیر یك دستگاه كه از او عسكبرداری كنند وقتی كه نگاه می‌كنند آن كسی كه شما فرض كنید كه از امعاء و روده و اینها عكسبرداری می‌كند این كه الان دارد عكسبرداری می‌كند عكس او را دارد می‌بیند یا نه واقعا دارد خود او را می‌بیند خود حركت دارو را در معده و عبور او را از اثنی عشر و وارد شدن او را در با چشم خودش دارد می‌بیند شما نمی‌بینید چون شما خوابیده اید شما با این دستگاه ارتباط ندارد او دارد می‌بیند او عكس نمی‌بیند واقعیت را می‌بیند واقعیتی كه اگر با این دو چشم باشد قابل رویت نیست جهاز می‌خواهد آن جهاز باعث شده است كه شما به او دسترسی پیدا كنید نه این كه این جهاز باعث شده است كه او خلق شود، خلق شده سر جایش هست و این فعل و انفعالات دارد انجام می‌شود