جلسه ۷۲۲
8خود بنده از مرحوم علامه طباطبایی سوالاتی میكردم كه ایشان میفرمودند نمیدانم گفتم كه آقا امساك میفرمایید میفرمودند كه به جدم نمیدانم! عبارت ایشان به بنده این بود به جدّم نمی دانم چه جوری بگویم گفتیم خیلی خب دعوا نداریم وقتی كه میگویند كه نمیدانم بگویم حتما میدانید وقتی كه آمدیم گویند نه آقا علامه به شما فلان ... گفتم كه آقاجان در این دنیا با كی رودربایستی ندارد؟ به من بگو با من رودربایستی داشت به قول شما یكی كه رودربایستی ندارد بگو آقا این سوال من را تو از او بكن رودربایستی ندارد دیگر، علامه اهل این حرفها نبودند علامه اهل صدق بود دروغ نداشت تقلب وكلك نداشت صفای محض بود فلان بود و همین مسئله باعث میشود انسان نسبت به این افراد اعتماد كند پس اعتماد از كجا پیدا میشود؟ اعتماد كند بنده از علامه سوال كردم كه آقا رابطه بین شهاب در كتاب آورده ام دیگر بعد حالا خودمان یك توجیهی كردیم رابطه بین شهاب و بین رجم شیاطین به چه كیفیت است؟ فرمودند به جدم نمیدانم درست شد خب وقتی كه ما به تفسیر ایشان هم مراجعه میكنیم آن هم به همین خصوصیات خلاصه بایستی كه راجع به این قضیه تأمل كرد و مطالب دیگری خب در این مسئله به اصطلاح وجود دارد خصوصی من گاهی خدمت ایشان میرسیدم نه اینكه فرض كنید در میان جمع من با ایشان جلسات خصوصی و تنها خیلی داشتم و خب كسی مطلع نبود این مسلئه مسئلهای است كه خب به اصطلاح ما بایستی كه به این مطالب توجه كنیم مرحوم آقا شیخ محمدحسین كمپانی كجا مرحوم آقا شیخ محمدحسین كمپانی در آن مسائل خودش در مبانی شان مطالبی دارد ولی من یك روز رفتم خدمت مرحوم آقا گفتم آقا مطالبی كه بین مرحوم آقا سید احمد است و بین آقا شیخ محمدحسین كمپانی با یك قاعده علیت حل است این قدر داد و بیداد ندارد ایشان فرمودند بله قاعده علیت را خوب و درست به آن برسد دیگر كار تمام است فنا و اعیان ثابته و غیر ثابته و نمیدانم مقام اتحاد بین اسم و ذات اینها همه چیز میشود یعنی اینها فقط مسئله من گفتم آقا قضیه چیزی نیست كمه این دعوا كردند در سر همدیگر زدند و هفت تا نامه این طرف و آن طرف و آقا سید احمد بعد آخر با آن عبارات به اصطلاح كذایی و اینها التفات كردید.

