جلسه ۷۲۲
7خدا رحمت كند علامه طباطبایی را خدا بیامرزد در بعضی از موارد سوال میكردیم از ایشان و میگفت نمیدانم البته بعضی توجیه میكنند میگویند مگر میشود علامه نداند؟ بله میشود نمیدانست آقا خب نمیدانست دیگر صاف الان داریم میگوییم نمیدانست پدر ما هم آقا ایشان میگفت من نمیدانم پدر ما هم ایشان میگفت در بعضی از موارد ما از ایشان سوالاتی میكردیم میگفت نمیدانم بعد میگفتند كه ایشان تعجب میكرد این منافات ندارد بابا علامه هیچ وقت نیامد بگوید من امام زمان هستم! بین ما و بین امام زمان تفاوت از زمین تا آسمان است تاعرش خدا است ما در قعر چاه هستیم او درعرش خدا است این تفاوت است هر وقت امام زمان آمد در این جا نشست آن وقت هر چه خواستی از او سوال كنید به من چه مربوط است آن امام است من كه نیستم من در حد خودم و به شأن خودم افتخار هم میكنم و آن چه را كه نمیدانم حرف هم نمیزنم افتخار هم میكنم هیچ از من كم نمیشود این قدر هم از نخواستند گفتم شمادر چه حد از من میخواهید، میخواهید بدانم چرا نماز صبح دو ركعت است؟ به من چه مربوط است من چه میدانم این خیلی مسئله مهمی است ما آمدیم جای خودمان را با امام زمان عوض كردیم ولی دین او است نه ما ما واسطه هایی هستیم كم و زیاد و مراتب دارد آن ولی او است او باید پاسخگو باشد كه هست آن باید جواب اشكالات را بدهد كه میدهد آن باید دین مردم را نگه دارد او باید رفع موانع كند آن حبل الله بین الخلق است، ما نیستیم ما افراد عادی هستیم باید برویم زحمت كشیم و راهی را (خیلی عرضه داشتیم) كه گفتند آن راه را برویم بیراهه نرویم خیلی عرضه داشتیم آن راهی را كه گفتند اقرب طرق است آن را برویم بیش از آن نه از ما كسی نخواسته است بعضی میگفتند ا آقا شكسته نفسی گفتم شكسته نفسی و بندی و ما این چیزها نداریم ما این همه واقعیت همین است آنچه را كه به نظرم میرسد میگویم و آن چه كه به نظرم نرسد نمیگویم.

