اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۲۲

3
  •  مسئله دوم به آن چه را كه ایجادكرده حیثیت قابلی داده است یعنی قبول این فاعلیت را در خود به وجود آورده است، دیگر در این جا مشخص می‌شود كه همه آن چه كه در عالم پیدا می‌شود و بزرگان فرموده اند كه اینها همه ظهورات است دیگر مواردش را روشن می‌كند كه چیزی از حیطه وجود خارج نیست خود وجود است كه برای خود فاعلیت ایجاد می‌كند و خود وجود است كه برای خود استعداد و قابلیت ایجاد می‌كند خود وجود است كه اعمال علیت می‌كند خود وجو د است كه قبول علیت می‌كند تمام اینها به واسطه نفس اراده‌مرید است كه همان اراده حق است.

  •  پس بنابراین به برهان فلسفی نه به مرتبه شهود عینی قلبی و قرائن و شواهد و مؤیدات غیبی ما به این مسئله می‌رسیم این كه می‌گویند كه بین اراده حق و بین وجود خارجی سلسله مراتبی است و اراده‌حق ممكن است متأخر از آن اعیان باشد چون آن اعیان ملزوم به اصطلاح حركت درزمان هستند و زمان متدرج الحصول است پس بنابراین اعیان خارجیه فقط در مقام اجمال می‌توانند تصور پیدا كنندنه در مقام تفصیل و در علم عنایی حق مقام تفصیل وجود ندارد بلكه مقام مقام اجمال است و تشبیه می‌آورند به تشبیه دانه تخم هایی كه كاشته می‌شود و بعدا هر كدام تبدیل به درخت تناوری می‌شود و امثال ذلك همه اینها می‌رو د كنار، و آن چه را كه باقی می‌ماند در زمینه برهان حالا كاری به مطلب شهود نداریم كه آیا شهود بر این قضیه دلالت دارد یا ندارد ما فعلا نمی‌خواهیم برای رسیدن به مطالب و مقاصد فلسفی خود از شهود و اینها مایه بگذاریم تا این كه بین اینها خلط بخواهد شود و گفته شود بر این كه ممكن است بعضی از اینها موافق با واقع نباشدیا این كه فرض كنید كه اختلاف مراتب موجب اختلاف در مبادی برهان شود، نه، نفس این به اصطلاح چینش این قضایا بر اساس مبادی و مبانی برهانیه و فلسفیه طبق قاعده فعلیت و استعداد طبق قاعده ترتب طبق قاعده علیت تمام اینها اقتضای این مسئله عبارت است از تحقق معلول با تمامیت علت و تمامیت علت از آن جایی كه فقط مستند به مبدأ اعلی است تصور رادع و مانع خارجی نسبت به مواضع خارجیه عقلا ممتنع است. پس بنابراین اقتضای مبادی خارجیه و نفس آن اقتضا و اراده مبادی خارجیه نسبت به تكون مظاهر خود، مساوقٌ لوجود عین الخارجی و شهود التكوینی و الطبعی حالا چه طبعی و چه غیر طبعی این كه دیگر چیز نیست نفس تحقق چون همین كه ما فرض كنیدكه به عالم اعیان بخواهیم اشاره كنیم این مسئله به خود بالاتر از آنها، عالم صور و امثال و ملكوت سفلی و اینها می‌رود فرقی در این صورت ندارد چطور این كه فرض كنید كه نسبت به آنها هیچ مشكلی نداشته باشیم همین كه می‌خواهیم وارد عالم اعیان بشویم همه مشكلات و مسائل بر سر ما بیاید این كه نمی‌شود این كه در این جا صحیح نیست! نفس خود ارتباط بین عالم اعیان و بین مبادی خودش مساوق لوجوده الخارجی به لحاظ علیت تامه در ناحیه علت و منظور ما از تمام این است كه علت در اعمال علیت هیچ جهت نقصی نه از ناحیه خودش و نه از ناحیه خارج از حیطه خودش نداشته باشد این منظور ما است به اصطلاح ناحیه علیت است الان ما برای برداشتن این یك لیوان فنجان آب نیازی به فرض كنید كه ا عمال رویه داریم باید در این جا مسائلی و قضایایی در كنار هم قرار بگیردتا این كه فرض كنید كه این از این جا برداشته شود مسئله اول مسئله اراده شخص مرید است وقتی كه من اراده برای برداشتن این نداشته باشم صد سال هم این در این جا بماند این در اینجا یك سانت هم حركت نمی‌كند مسئله دوم بعد از اراده مردید قدرت فرض كنید كه عضلات است اگر من بخواهم این را بردارم و دستم توان نداشته باشد و مریض باشد و حركت در اعصاب و اینها وجود نداشته باشد امكان برداشتن این ممتنع خواهد بود.