
برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول
تبیین جایگاه اراده الهی در تحقق اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان حقایق خارجی و مبادی تکوینی آنها میپردازند. بحث با نقد نگاههای عامیانه به مسئله علیت آغاز میشود؛ نگاهی که در آن، موانع خارجی یا عدم قابلیتِ قابل، مانع از تأثیرگذاری علت تامه تلقی میگردد. استاد با استناد به مبانی برهانی و فلسفی، اثبات میکنند که در نظام هستی، نفسِ اراده علت، خودِ قابلیت و فاعلیت را ایجاد میکند و هیچ رادع یا مانعی نمیتواند در برابر اراده الهی قرار گیرد. در ادامه، با تحلیل معنای روایات پیرامون خلقت انوار مقدسه، این نتیجه حاصل میشود که تمامی مظاهر هستی، ازلی و ابدی بوده و در حاقّ واقع، در یک رتبه از فعلیت قرار دارند. این جلسه با تأکید بر ضرورتِ ریشهای آموختن علوم الهی و پرهیز از سطحینگری در فهم معارف، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که چگونه با درک صحیح قاعده علیت، بسیاری از شبهات پیرامون قضا و قدر و تفاوت مراتب وجودی مرتفع میگردد.
برهان فلسفی بر عینیت علت و معلول
13انسان موجودی ازلی و ابدی!
پس تا ذات خدا بود ما بودیم! این نکته است؛ تا وقتى که خدا بود ما هم بودیم! تا وقتى خدا بود علم خدا هم بود! آیا مىشود شما بین ذات بارى و بین صفات لازمۀ او که صفات نفس الوجود است و صفات ذاتی است فاصله بیاندازید؟! در یک برهه از زمان تصور کنید ذات اقدس حق بود ولی علم کلى را نداشت! آیا مىتواند اینگونه باشد؟! محال است. آیا شما مىتوانید تصور کنید ذات اقدس حق بود ولی قدرت نداشت؟! نه، نمىتوانید تصور کنید و وقتى که نتوانستید تصور کنید پس مُساوِقُ لِمُساوِقِ الشىء، مُساوِقٌ لِلشیء! وقتى که علم اطلاقى ذات اقدس حق در هر برههاى که تصور شود، در نفس آن برهه علم اطلاقی او هست. خب علم یعنى چه؟ علم یعنى اطلاع بر معلول! حالا یا علم، اطلاع بر ذات [است] یا اطلاع بر مظاهر ذات، به هردوى اینها علم مىگویند. شما مىتوانید تصور کنید که ذات اقدس حق در یک برههاى نسبت به مخلوقات خودش جاهل باشد؟! آیا مىشود تصور شود؟ مستحیل است، پس وقتى که مستحیل شد آن نفس علم حق به آن معلول مُساوِقٌ لِوجوده العینىِ الخارجى. بنابراین برویم همه افتخار کنیم که تا وقتى خدا بود ما هم بودیم و نهتنها خدا ازلى است ما هم ازلى هستیم! چه کسى گفته است که فقط خدا ازلى است؟! ما هم ازلى هستیم و هم ابدى هستیم و سرمدی هستیم، چون تا خدا خدایى مىکند مظاهرش هم هست! اینجاست که باید برویم و بالأخره سر به آستان عرفاء و اولیاء فرود بیاوریم که حقیقت مطلب را آنها بیان کردند. خب خیال مىکنم که مسئله در اینجا دیگر روشن شد و دیگر جاى ابهامى نیست.
تلمیذ: بحث علیت را شروع بفرمایید!
استاد: نه دیگر اینها باشد در جاى خودش.
بیجهت نیست که مىفرماید: «لَوعَلِمَ اباذر ما فى قَلبِ سَلمانُ لَکفرَّهُ أو قَتَلَه»1 بزرگان آمدند و این مطالب را گفتند تااینکه ما به گوشهاى از آنچه که به آنها داده شده و ذرهاى از آنچه را که به آنها داده شده است پى ببریم. آنوقت شما ببیند ما دو کلمه بیشتر نسبت به آنچه را که خدا و پیغمبر به سلمان و به این اولیاء و بزرگان دادند یاد نگرفتیم، مگر ما چقدر بلد هستیم؟ دو کلمه! شما دریا را نگاه کنید اگر یک قطره را به ما داده باشند ما دیگر نمىتوانیم شرّ و ورها و چرندیات و خزعبلات اینهایى که طبل ادعاى آنها به ثریا خورده است را تحمل کنیم! اصلاً نمىتوانیم تحمل کنیم و از اینهمه مطالب سرمان را مىخواهیم به دیوار بزنیم! آنوقت شما آنهایى را ببینید که دریا دریا ]از علوم و معارف در دل داشتند[ اصلاً کامپیوتر ما هنگ مىکند! امام صادق علیهالسّلام میفرماید که اگر تمام آنچه را که در این زمین و آسمان هست همه را قطرهاى بدانید درقبال عالم مثال؛ آنگاه عالم مثال همانند دریا است! اصلاً چه خبر است؟! چه خبر است؟! چه خبر است؟! عالم مثال نسبت به اقیانوس علوم مانند یک قطرهاى است و بالاتر و بالاتر و بعد حضرت مىفرماید که ما بر همۀ اینها احاطه و اشراف داریم.2 شما اصلاً مىفهمید قضیه چیست؟ اصلاً مسئله چیست؟ یعنى دو کلمه ما یاد گرفتیم و دیگر تمام مطالب آنهایى که سر تکان مىدهند و خیال مىکنند ]میدانند[ برای ما خندهدار مىآید و این حرفها بهعنوان حرفهاى کودکانه و بچهگانه به نظر مىرسد، از خدا بخواهیم که خلاصه از آنها بدهد؛ از آن چیزهایى را که آنها به ما و به ریش ما مىخندند و میگویند: آنها خیال مىکنند دو صفحه خواندند و دوتا چیز یاد گرفتهاند و آدم شدند، به ما بدهد.
- . الکافى، ج ١، ص ٤٠١. مشارق أنوار الیقین فى أسرار أمیرالمؤمنین علیهالسّلام، ص ٣٠٧.
- . الکافى، ج 8، ص 154، با قدری اختلاف.. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسى، ج 2، ص 166.
