جلسه ۷۲۱
1اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
كیفیت ترسیم مسئله مثال افلاطونی و تفوق آن بر حقیقت عالم مثال
بحث راجع به تصویر صور افلاطونی و كلامیكه مرحوم شیخ راجع به ایشان دارند بود، این را حالا در عرض امروز و فردا انشاءالله در همین حدّ كه میشود مطلب را بیان كرد ما عرض میكنیم و بعد مسئله ادامه پیدا میكند در یك فرصتی دیگر.
اگر نظر رفقا باشد در جلسات قبل عرض كردیم كه در مسئله مثل افلاطونی، این كه فلاسفه اشراق هم بعد از ایشان همین مسئله را پیگیری كردند و به اشكال مختلف این مطلب را بیان كردند مخصوصا شیخ شهاب، شیخ اشراق كه ایشان در این قضیه خیلی تأكید دارند، خب حكایت از یك نوع بینش باطن و الهاماتی میكند كه برای این بزرگان حاصل بوده است و به واسطه آن توانسته اند كه مسائل شهودی را با مبانی عقلی وفق بدهند و این یك مطلب خیلی مهمیاست كه به انسان این مسئله را تفهیم میكند كه این مطالب عقلی و مسائل حكمی اینها صرفا بر اساس استدلالهای عقلی و قضایای منطقی خشك نمیتواند صورت پیدا كند، باید یك پشتوانه داشته باشد كه بتواند بر آن اساس این قضایا جنبه حضور عینی خودش را در انسان نشان بدهد و آشكار كند.
افرادی كه از نقطه نظر اتصال با مبدأ اینها دچار ضعف هستند و به واسطه غفلتها و نسیانها و تعلقات از این ارتباط بعید میباشند اینها نمیتوانند به آن مفاهیم حقیقی و صحیح و مبانی صحیح و منطقی عقلی برسند گرچه از نقطه نظر فكری و عقلی بخواهند نسبت به اینها اظهار نظر كنند و دسترسی پیدا كنند، بله، یك صورتها و تخیلات و چینش هایی در ذهن آنها نسبت به این مطالب پیدا میشود ولكن آن فقط در محدوده تصور است نه در محدوده ورود این تصور به مرتبه سرّ و به مرتبه قلب، در عالم ذهن یك تصوراتی را ضمیمه میكنند و در كنار هم قرار میدهند و نتایجی میگیرند و چه بسا این نتایج در حالات مختلف تغییر پیدا كند، اما آن كسانی كه اتصالشان برقرار هست و از این نقطه نظر مشمول افاضه مستمر نسبت به این حقایق هستند اینها علاوه بر این تصویرها و چینشهایی كه در ذهن نسبت به قضایای منطقی دارند یك نوع اطمینان قلبی دارند كه آن اطمینان قلبی تزریقی نیست، اعتباری و تصنعی نیست، یك نوع اطمینان قلبی است كه حاكی از اتصال مستمر در نفس آنهاست آن اطمینان قلبی باعث میشود كه كنه و حقیقت این مبانی عقلی را بتوانند در وجود خود گرچه به صورت تام هم نباشد ولی حداقل به صورت مبهم و اجمال بتوانند این را در وجود خود احساس كنند و بر این قضیه شواهدی هست و قرائنی هست و انسان خودش میتواند به این مسائل پی ببرد و به این مطالب میتواند برسد، در قبال این مسئله كه باید ما روی این مطلب خیلی دقت كنیم بخصوص اهل علم كه اینها اصلا مسیرشان و مدرسه آنها مدرسه علوم اهل بیت است و مقصد از این علوم در وهله اول استناره قلب و ضمیر و در مرحله دوم اناره به خلق و هدایت آنها هست این مسئله خیلی جایگاه مهم و حساسی دارد و در روز گذشته راجع به آن كیفیت و طریق مكتب تشیع و پیام اهل علم خب مطالبی در ذهنم بود ولی نتوانستم بگویم چون بالاخره هم مجلس مقتضی نبود و هم حال من مساعد نبود ولی حالا احتمال دارد كه بعدا در ادامه این، مسائلی را داشته باشیم.

