جلسه ۷۲۱
9حربن یزید با یك توبه كارش تمام میشود آن عمر سعد است كه این وسط میماند و هیچ راهی برای او نیست این عمر سعد است آن شریح قاضی ها هستند، اینها هستند، آن ابوحنیفهها هستند آنها كه در مقابل امام علیه السلام قد علم میكنند و می ایستند فضیل بن عیاض سر گردنهها را میگرفته و فلان ولی یكدفعه متنبه میشود خدا هم متنبه میكند او را میآید برمیگرداند میرود به آن جایی كه عقل ما نمیرسد چرا؟ این جایش (قلب) خراب نبود این است قضیه ما این جایمان خراب است این را چه باید كرد این جا خراب است؟ یهودی بلند میشود میآید اینها را برمیدارد همه را میخواند و بعد بهتر از ما میآید صحبت میكند و میآید حرف میزند ولی ایمان ندارد امام زمان را قبول ندارد مكتب را قبول ندارد قرآن را قبول ندارد چه نتیجهای اینها برایش دارد؟ هیچ، صفر هیچ نتیجهای ندارد و بعد نتیجه دنیایی بله، پول و پله به دست میآورد و زندگیش را میگذراند ولی هیچ نتیجه دیگری ندارد. و تو ای كسی كه نمازت قضا میشود با آن یهودی چه فرقی داری؟ چه فرقی میكنی؟ تو هم قبول نداری، تو هم آن محراب را برای دنیای خودت خواستی تو هم آن مأمومین و آن مریدها و آن شركت كنندگان را برای گرمی بازار خودت میخواهی، برای گرمی بازار خودت، در یك مسجدی یك منبر میرفت مسجد خودش صحبت میكرد در ماه رمضان، بعد میرفت در یك جای دیگر، جایی دعوتش كرده بودند لابد اوضاع بهتری داشته، این مسجد را هم داده بود به یكی كه حالا بیاید منبری برود و مسجد ماه رمضان خالی از وعظ و خطابه نباشد و در صحبتهایش این كه دارم من میگویم خود آن فردی كه حاضر بود به من گفت در صحبتهایش میگفت كه بقیه مطالب را بنده در صحبت بعد خواهم گفت!! یعنی شما اقایان بلند شوید بیایید آن جا در صحبت من در فلان مسجد كه بعد از نماز مثلا آن جا میروم و آقایان را بلند میكرد و افرادی كه میبرد در آن جا مثلا در آن مسجد اگر میماندند سی یا چهل نفر یا نمیتوانستند بیایند و یا حوصله رفتن نداشتند و خسته بودند و چرت میزدند و فلان، اینها میماندند برای ... اینها چیست؟ اینها كلك زدن است، بازی كردن با دین است، بازی كردن با احساسات، بازی كردن با فطرت و با وجدان و با ارزشها و مردم است.

