جلسه ۷۲۱
3بنابراین میتوانیم بگوییم كه كسانی كه در یك افق دیگری قرار دارند و راه آنها راهی است كه اصلا به این مسائل دلیلی ندارد كه مراجعه كنند غایتی برای آن متصور نمیشود كه بیایندخودشان را با این مطالب سرگرم كنند و وقتشان را بیخود نسبت به این مطالب نگذرانند و آنهایی كه نسبت به این مسائل خرده میگیرند و خود را دور میبینند این خرده گرفتن یك خرده گرفتن واقعی و صحیح است یعنی آنها از نقطه نظر توغّل در كثرات و از نقطه نظر انحراف در فكر و ذهن و از نقطه نظر مسائل منحرف كننده نفس در یك موقعیتی قرار دارند كه نسبت به این مطالب خواهی نخواهی جنبه نفور دارد نفوس ایشان، اصلا اسم این مسائل كه میآید برمیآشوبند هزار دفعه اسم افراد معاند اگر گفته شود طوریشان نیست و همین طور انسان را نگاه میكنند هزار دفعه اگر مطالب خلافی گفته شود برای اینها خیلی اهمیتی ندارد ولی همین كه یك اسمی میآید و یك حرفی میخواهد زده شود از این گونه مطالب چنان نفوری در نفس اینها پیدا میشود كه به طور كلی باب قلبشان را نسبت به این مطالب مسدود میكند اصلا نمی گذارد فكر كنند و نمیگذارد اینها بفهمند.
من با یك نفر چندی پیش بود اتفاقا در یك جا صحبت میكردم از این گونه افراد، و همین كه میخواست به یك جایی برسد كه مطلب بایستد تا میخواست تقریبا یك چند ثانیه مانده بود كه به یك نقطه برسیم یكدفعه به جای دیگر می زد گفتم آقاجان بگذار این مسئله به یك جا برسد بعد نسبت به آن صحبت می كنیم، اصلا نمیخواست نفسش برسد به یك نقطه، گفتم دیگر فایدهای برای صحبت نیست شما بلند شو برو یك گوشی را اختیار كن برای فقط شنیدن مطالب تو ولی گوشی كه بدون زبان گویا باشد كه فقط بتواند مطالب را بشنود خب این چه فایده دارد؟ همان طوری كه من دریچه ذهن و قلب خود را به سوی لاطائلات تو باز كرده ام تو هم دریچه ذهن و قلب خودت را به روی حرفهایی كه به قول خودت لاطائلات نیست باز كن خب پنج دقیقه باز كن، چرا میبندید؟! خب منصف كیست در این جا و معاند كیست؟ كی منصف است؟ چطور منصف است؟ وقتی كه من خود را حاضر كردم برای این كه مطالب خلاف تو را بشنوم و تحمل كردم و صبر كردم و اغماض كردم و صحبت نكردم خب بسیار خب حالا نوبت من است خب تو مطالب را بشنو هر جایش كه خلاف است همان جا دست بگذار چرا این طرف و آن طرف انسان فرار كند؟

