اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۲۱

2
  •  ما نسبت به این مسئله خیلی باید توجه كنیم كه این مطالب و صور ذهنی كه در ما پیدا می‌شود اینها چه منشأیی می‌تواند داشته باشد و چه ریشه‌ای می‌تواند داشته باشد؟ و منبع آن كجاست؟ از كجا این صورتها در ذهن می‌آید؟ و این تصویرها از كجا در ذهن می‌آید؟ و چگونه در ذهن ما نقش پیدا می‌كند؟ گاهی اوقات دیده اید كه بعضی می‌گویند فلانی شیطان را هم درس می‌دهد یعنی واقعا شیطان را درس می‌دهد، یعنی به جایی می‌رسد كه شیطان برای اغوای او كم می‌آورد، خود شیطان از شیطنت او در عجب می‌ماند! كه این چیزها را ما هم بلد نبودیم این از كجا این مسائل را آورده است؟ این كه می‌گویم یك واقعیت است، فقط اغراق نیست، مبالغه نیست، یعنی انسان در تصویر قضایا در ذهن خود و در كیفیت چینش مطالب نسبت به امور شخصی و یا امور اجتماعی به یك مرتبه می‌رسد كه شیطان در این مسئله لنگ می‌زند و نمی‌تواند آن منبع پیدایش این مطالب ذهنی او را پیدا كند مطالب او را نمی‌تواند پیدا بكند و این خیلی مسئله عجیبی است خیلی قضیه عجیبی است كه باید به این مطلب توجه كرد بخصوص اهل علم و آن افرادی كه اینها به دنبال اناره و ارائه مطالب هستند به مردم، نسبت به این قضیه خیلی بایستی كه توجه كنند كه حدث بزنند منبع تصورات آنها كجاست؟ مصدر مطالب ذهنی آنها كجاست؟ و آن مرجع قضایایی كه برای مردم بیان می‌كنند آن مرجع در كجا می‌تواند قرار بگیرد؟

  •  علی كل حال، این قضیه قضیه‌ای است كه بسیار بسیار مهم است یعنی همان طوری كه ما نسبت به تلقی مبانی عقلانی و فلسفی و عرفان نظری ارتباط بین قلب و بین مبدأ این مبانی را شرط اصلی برای تلقی می‌دانیم و كسانی كه به دنبال این مطالب هستند ولی دستشان از اینها كوتاه است صرفا یك نقوشی را در ذهن دارند بدون این كه این نقوش از مرتبه تصویر پافراتر بگذارد و در قلب بنشیند و آن حقایق در قلب و در ضمیر متمكن بشود، هیچ كاری انجام نمی‌دهند. بودند افرادی كه اهل درس بودند، اهل بحث بودند و این مطالب را هم مباحثه می‌كردند سالیان سال با این مطالب سرگرم بودند و بعد ما می‌بینیم كه از جایی دیگر سر درمی‌آوردند و به مطالب دیگری می‌پردازند و خلاصه آن چه را كه عمل آنها و كلام آنها و تصرفات آنها نشان می‌دهد با آن چه كه در قلب آنها و ذهن آنها می‌گذرد در تنافی تام قرار دارد. خیلی ها بودند و الان هم هستند و این مسئله یك مسئله رایج و دارجی است كه باید قلب نسبت به این مطالب آمادگی برای استناره و استفاضه را داشته باشد و الا اناره از آن طرف تام است و افاضه تام است ولی از طرف قابل اگر آن استعداد قبول نباشد، آن فاعل در اناره و در ارائه مسئله نمی‌تواند تأثیرگذار باشد این یك مسئله واقعی است و در این قضیه شوخی هم برنمی‌دارد و امتحانش هم مجانی است و هر كسی می‌تواند این مسئله را در وجود خود بیازماید نسبت به كیفیت راهش و مراقبه‌اش و ارتباطش با مسائل خارجی و تصورات ذهنی می‌تواند نسبت به این مطلب یقین پیدا كند و تصدیق كند كه مسئله‌ای نیست كه ادعایی و اعتباری باشد و بخواهیم از پیش خود بگوییم و اینها چیزهایی است كه بزرگان این مطالب را تأكید كردند حتی بزرگان از مشاء نیز این مسائل را بالاخره تا حدودی به آن رسیدند نه فقط حكمای اشراق مانند افلاطون و شیخ اشراق و امثال ذلك بلكه خود آن بزرگانی كه اینها مایه این ربطی آنها باز به اندازه آنها نبود ولی از این نقطه نظر نسبت به این مسئله ما می‌توانیم بگوییم كه اعتراف داشتند و كم و بیش متوجه این قضیه شده بودند كه یك خبری هست، یك قضیه‌ای در این جا وجود دارد كه آن قضیه مافوق آن مركب و دواتی است كه بر این صفحات نقش بسته است و این كلماتی است كه در این جا در كتب تدوین شده است، این مطلب مطلب بسیار مهمی‌است.