
جلسه ۷۲۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية 20/12/1431
جلسه ۷۲۱
15تازه ایران آن موقع! برای خودش كسی بود و افرادی بودند، بهترین دكترها میگویند در خود ایران بودند، مگر همان موقع در ایران نبود، آن زمان پزشك داخلی ما دكتر ناصر اتفاق بود، دكتر مهدی آذر بود كه خودش جزو افراد جبهه ملی بود و از افراد جبهه ملی بود اینها از پزشكان داخلی بودند. وقتی یكی از مریضهای مسجدی مرحوم آقا رفت در لندن، پرونده پزشكی او را كه دیدند گفتند با وجود دكتر ناصر اتفاق چرا شما این جا آمدید؟ پیرهایی بودند كه مال آن زمان بودند و همه فوت كردند میگویند بهترین دكترهای دنیا ایرانی هستند، همه از ایران هستند، برای چه شما با وجود اینها آمدی این جا، در فوق استاندارد دارد انجام میشود. دیگر آمد این را گفت كه شما در این جا آمدی دست نیاز را به ما دراز كردی، آن وقت چرا داری به ما میگویی انگلیس فلان است این حرف مال كی است؟ اینها را ما میشنیدیم و آن وقت آقا یك ترك برداشته عین عبارتش این است: گچ هم نمیگرفتند خوب میشود، همین قدر پایت را دراز كنی در خانه، هیچی نشده مو برداشته، با نمیدانم اشعه ایكس و نمیدانم گاما و رادیولوژی هم به زور ترك آن دیده میشود بلند میشود خارج برود لذا جمله" من دیگر نمیتوانم بدون ایشان این جا باشم" به خاطر این است، مردم صداقت را میفهمند، مردم حقیقت را میفهمند آقا مردم جو نخورده اند، اخلاص را میفهمند، صفا را میفهمند كلك را میفهمند، مسائل را هم هر چه بخواهیم قایم كنیم این طور نمی ماند و رو میشود و میدانند كه چیست.
خلاصه علی كل حال مسئله بسیار است ما نباید نگاه كنیم به این گونه افرادی كه این چنین هستند باید نگاه كنیم به دیگران. یكی از دوستان بود دیروز به من گفت، گفتم من این شبهه را مطرح كنم كه چرا مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله علیه ایشان با آقای مطهری در یك سفری برای قلبشان رفته بودند؟ ایشان سوال كرد این قضیه چیست؟ گفتم من در جریان این مسئله هستم مرحوم علامه خودشان نمیخواستند كه بروند البته این قضیه مربوط به قبل از انقلاب است و آقای مطهری میخواستند در آن جا و با افرادی كه در آن جا هستند ملاقاتهایی داشته باشند با همان كسانی كه در آن جا هستد خلاصه آن جا هم برای خودش افرادی داشت و انجمن بود و چه بود و اشخاصی بودند در یكی از این ملاقاتهایی كه مرحوم مطهری با مرحوم آقا داشتند همان موقع این مسئله را مطرح میكنند كه من در این سفری كه دارم میروم میخواهم علامه را هم ببرم برای این كه آنها ایشان را هم ببینند و اگر صحبتی دارند انجام بشود و در عین حال از ایشان یك چكابی هم بشود كه وضعیتشان این بوده است ولی مرحوم علامه خودشان نسبت به این قضیه متمایل نبودند من این را در این جا تصریح میكنم كه ایشان متمایل نبودند منتهی خب مرحوم آقای مطهری ایشان قصد قربت داشته، این كه چیزی نبوده و شاید مثلا برای همچنین مسئلهای در نزد ایشان نبوده به این كیفیت و اینها نبوده به این وضعیت نبوده است كه خب حالا شاید اشكالی ندارد مثلا به جایی برنمیخورد و اینها علی كل حال نسبت به مرحوم علامه مسئله با اشتیاق و رغبت ایشان نبوده، بلكه درخواست مرحوم مطهری بوده برای این سفر و بنده این را خودم از ایشان شنیدم و در این قضیه گفتم اگر یك وقتی شبهه باشد از این نقطه نظر حل شود ولی علی كل حال اگر مرحوم آقا بودند نمیكردند؟ این كار را این را هم باید گفت اگر چه حالا تقاضایی هست خب باشد اگر بودند ایشان نمیپذیرفتند.!
