اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت علم ظاهری با حقیقت ایمان و استناره قلبی

نقش اتصال به مبدأ در تمیز حقایق از تصورات ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان دانش‌های ظاهری و حقیقتِ ایمان می‌پردازند. بحث با محوریت «مُثُل افلاطونی» و ضرورتِ اتصالِ نفس به مبدأ برای درک حقایق آغاز می‌شود. ایشان تأکید می‌کنند که صرفِ انباشتِ اطلاعات و فراگیری علوم حوزوی، بدونِ استناره و تمکّنِ حقایق در قلب، انسان را به حقیقتِ توحید نمی‌رساند و چه‌بسا فرد در عینِ داشتنِ دانشِ دینی، در باطن از مسیرِ هدایت دور باشد. در ادامه، با ذکر شواهدی از سیره بزرگان و وقایع تاریخی، به نقدِ رفتارهای متناقضِ برخی مدعیانِ علم پرداخته شده و این نکته گوشزد می‌شود که مردم، حقیقت و اخلاص را از کلک و تظاهر تشخیص می‌دهند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزومِ خودشناسی و مراقبه برای تشخیصِ منبعِ تصورات ذهنی و پرهیز از بازی با دین و ارزش‌ها، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که علمِ بدونِ ولایت و ایمان، نتیجه‌ای جز خسران نخواهد داشت.

تفاوت علم ظاهری با حقیقت ایمان و استناره قلبی

3
  • علیٰ‌کلّ‌حال این قضیه قضیه‌اى است که بسیار بسیار مهم است؛ یعنى همان‌طوری‌که ما نسبت به تلقّى مبانى عقلانى و فلسفى و عرفان نظرى ارتباط بین قلب و بین مبدأ این مبانى را شرط اصلى براى تلقّى مى‌دانیم و کسانى که به‌دنبال این مطالب هستند ولى دست‌شان از اینها کوتاه است صرفاً یک نقوشى را در ذهن دارند بدون اینکه این نقوش از مرتبۀ تصویر پافراتر بگذارد و در قلب بنشیند و آن حقایق در قلب و در ضمیر متمکّن بشود هیچ‌کارى انجام نمى‌دهند. بودند افرادى که اهل درس بودند اهل بحث بودند و این مطالب را هم، مباحثه مى‌کردند و سالیانِ سال با این مطالب سرگرم بودند و بعد مى‌بینیم که از جای دیگر سر درمى‌آوردند و به مطالب دیگرى مى‌پردازند و خلاصه آنچه را که عمل آنها و کلام آنها و تصرفات آنها نشان مى‌دهد با آنچه که در قلب و ذهن آنها مى‌گذرد در تنافى تام قرار دارد. خیلى‌ها بودند و الآن هم هستند و این مسئله یک مسئلۀ رایج و دارج است.

  • این مسئله که باید قلب نسبت به این مطالب آمادگى براى استناره و استفاضه را داشته باشد والاّ اناره از آن‌طرف تام است و افاضه تام است ولى از طرف قابل اگر آن استعداد قبول نباشد آن فاعل در اناره و در ارائۀ مسئله نمى‌تواند تأثیرگذار باشد. این یک مسئلۀ واقعى است و شوخى هم برنمى‌دارد و امتحانش هم مجانى است و هر کسى مى‌تواند این مسئله را در وجود خود بیازماید؛ نسبت به کیفیت راهش، مراقبه‌اش، ارتباطش با مسائل خارجى و تصورات ذهنى مى‌تواند نسبت به این مطلب یقین پیدا کند و تصدیق کند! این مسئله‌اى نیست که ادعایى و اعتبارى باشد و بخواهیم از پیش خود بگوییم بلکه اینها چیزهایى است که بزرگان این مطالب را تأکید کردند و حتى بزرگان از مشاء نیز بالأخره تا حدودى به آن رسیدند. نه فقط حکماى اشراق مانند افلاطون و شیخ اشراق و امثال‌ذلک بلکه خود آن بزرگانى که اینها مایۀ ربطى آنها باز به‌اندازۀ آنها نبود ولى از این نقطه‌نظر ما نسبت به این مسئله مى‌توانیم بگوییم که اعتراف داشتند و کم‌وبیش متوجه این قضیه شده بودند که یک خبرى هست و یک قضیه‌اى در اینجا وجود دارد که آن قضیه مافوق آن مرکّب و دواتى است که بر این صفحات نقش بسته است و این کلماتى است که در اینجا در کتب تدوین شده است. این مطلب، مطلب بسیار مهمی است!