جلسه ۷۲۰
4پس بنابراین این وجود از بساطت خودش برگشت منقلب شد متحول و متبدل شد خوب دقت كنید این جا بزنگاه و شاه كلید مسئله در حل این مشكل در این جا است كه این وجود میخواهد یك ماهیتی به خود بگیرد فرض این است كه این وجود بسیط است از اول وجود مقید نبوده است محدود نبوده است قید نداشته ماهیت نداشته شكل نداشته رنگ نداشته هیچ چیز نداشته حالا این وجود میخواهد شكل پیدا كند رنگ پیدا كند خصوصیات طبیعی پیدا كند این وقتی كه تبدیل پیدا شد به افاضه اشراقیه این دارای این قید شد و مقید شد و مستقل شد و در این عالم متعین و متشخص شد حالا كه شد این ارتباطش با بقیه موجودات به چه نحو نگه میدارد، حالا صحبت این است.
قبل از این كه بخواهد متحول و متبدل بشود خب بسیط بود شكل نداشت اصلا بحت نبود دو چیز نبودند كه شما بخواهید بگویید این و آن یك واحد بود یك حقیقت واحده بود كه آن عبارت از وجود حق بود مبدأ هستی بود مبدأ وجود بود خب این بساطت را داشت خب آن موقع هم كه آن جا زید نبود عمر نبود شجر و سماء و بحار و انهار نبود آن موقع كه دیگر حجر و رمل و فرض كنید كه ملائكه و مجرد و غیر مجردات نبود هیچی نبود، وجود بود كه مقام مقام چی باشد همان مقام هوهویت باشد همان مقام احدیت باشد احدیت الذات یعنی یك ذاتی است كه ماهیت برنمیدارد همان در آن بساطت خودش این در این جا به معنای مانع قید است رافع قید است آن ذات معنای احدیت یعنی به معنای زدودن و به معنای طرد كردن و به معنای نفی كردن و هر قیدی را نفی میكند هر ماهیتی را نفی میكند و هر اعتباری را به كناری میگذارد همان نفس احدیت الذات كه عبارت است از مبدأ وجود آن باقی میماند بسیار خب در این مسئله حرفی نداریم حالا كه این وجود بسیط، مقید شد ما حالا چه خاكی به سرمان كنیم حالا چه باید بگوییم حالا آمد این به این قید درآمد این به صورت كتاب درآمد خب كتاب كه با میكروفون و دستگاه و ضبط و فرش و نمیدانم دیوار و حجر و مدر و انسان و اینها كه فرقی نمیكند این یك خصوصیاتی دارد اینها همه خصوصیات دیگری دارد انسان یك خصوصیاتی دارد حجر یك خصوصیت دارد اینها همه با همدیگر متنافی هستند با همدیگر متعارض هستند الان كه به این صورت درآمده آیا از بساطت خودش بیرون آمده؟ اگر بیرون آمده خب پس این انقلاب ماهیت است و هو باطلٌ، انقلاب ماهیت نه به معنای ماهیت حدود به عنوان خود خصوصیات ذاتیه شما یك ماهیت را آوردید و برش گردانید به یك ماهیت دیگر یعنی فی نفس تصور بساطته عدم انطباقه مع ماهیة اخری خب این انقلاب ماهیت این كه باطل است.

