اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۲۰

2
  •  در آن بحثی كه راجع به حقیقت ماهیت ما كردیم چه عرض كردیم گفتیم كه ماهیت عبارت است از نفس الوجود به نحو قید و به نحو حد اگر یادتان باشد نه این كه عبارت است از یك امر عدمی كه خب بعضی به این مسئله معتقد هستند كه خب اگر قرار بر عدم عدمی باشد خب دیگر نقشی در این جا ندارد العدم لایخبر عنه است هم لایخبر است و هم لایخبر عنه است هر دو، خبر نه موضوع واقع می‌شود و نه محمول اگر ماهیت عبارت از یك امر عدمی بشود پس چطور شما در اعتبار معتبر برای او حساب باز می‌كنید و او را از دیگری تمایز می‌دهید این تمایز از كجا آمده به واسطه امر عدمی كه تمایز نمی‌آید عدم زید با عدم فرض كنید كه حمار هر دو یكی است تفاوتی نمی‌كند چه این كه بگویید عدم زید یا این كه بگویید عدم الحمار حالا اگر فرض كنید كه به مردم بگوییم بر می‌خورد به ایشان می‌گوید آقا ما را با خر یكی كردید نه آقا عدم شما را با عدم خر یكی كردیم نه وجود حضرتعالی را حضرتعالی كجا خر كجا مسئله استغفرالله این اصلا قابل تصور نیست كه جنابعالی را با خر یكی كنیم این كه نمی‌شود؛ این مسئله به عدم برمی‌گردد عدم زید با عدم حماریت در اینجا با همدیگر تساوی دارند تساوق دارند هیچ فرق هم نمی‌كند چرا؟ چون بحث بحث عدم است در این جا آن قید در این جا مورد نظر است نه مقید وقتی كه زیدی نیست نبود زید در این جا مدّ نظر است نه نبود زید به عنوان انّه زیدٌ كه در این جا مضاف الیه داخل در اعتبار آن مضاف باشد نه نبود زید در این جا مطرح است زید در این جا نیست آن نبودش مورد نظر است و نبود هم كه یكی است شما نبود را به زید بزنید یا نبود را به حمار و بقر بزنید خب هر دو یكی است تفاوت نمی‌كند دیگر خصوصیتی در این جا، همه مسائل در بود حاصل می‌شود بود كه بیاید بین زید فرق می‌كند زید خب دو پا دارد راه می‌رود خر روی چهار پا راه می‌رود فرق می‌كند تازه او دو تا پا بیشتر از زید دارد این را می‌گویند آن مقامش كمتر است آن دارد دوپایی راه می‌رود این چهارتایی فرض كنید كه او دو تا سیب بخورد سه تا بخورد سیر می‌شود آن خر برمی‌دارد ده كیلو پانزده كیلو می‌خورد جو می‌خورد باز هم هل من مزیدش هم چیز است هل من مزید دارد گاو اگر باشد بیشتر است خرجش بیشتر است مخارجش بیشتر است اموال بیشتر باید صرف بشود برای او جوی او بیشتر است اینها همه بسته به این است كه هرچه آن به اصطلاح ظرفیت بیشتر باشد تقریبا خب اموال بیشتری را هم برای پركردن این شكم و برآورده كردن آرزوها بایستی صرف كرد آن بچه نه یك سیب بخورد یك فرض كنید كه پفك بخورد دیگر كاری ندارد مشكلی پیش نمی‌آید علی كل حال خر و گاو داشتن خیلی مشكل پیش می‌آید. عرض كنم حضورتان كه این همه این مسائل به وجود برمی‌گردد در وجود است كه این قیود حاصل می‌شود و قیود به خاطر چیست به خاطر مسئله ماهیت است درست شد خب شما كه می‌فرمایید ماهیت امر عدمی است چگونه بر یك امر عدمی شما اعتبار را حمل می‌كنید و اعتبار را بار می‌كنید عدم كه عدم است این یك. آنهایی هم كه معتقد هستند بر این كه ماهیت در عرض وجود است و هر دو اصالت دارند آنها هم خب باید پاسخ بدهند بر این كه این كه شما می‌گویید اصل است یعنی یك اصلی است كه در وجود و استقرار خودش نیاز به دیگری ندارد فرض كنید كه هم وجود همان طوری كه خود نفس وجود نیاز به ماهیت ندارد چطور این كه در وجود باری این حرف را می‌زنید در وجود باری ماهیت معنا ندارد چون در وجود باری حد و قیدی معنا ندارد.