جلسه ۷۲۰
8تلمیذ: اشیاء خارجی كجاست؟
استاد: اشیاء خارجی همین كه دارید میبینید شما یكی از اشیاء خارجی هستید. شما نیستید؟
تلمیذ: از وجود خارج است؟
استاد: خود وجود تبدل به صورت شده است دیگر خود وجود كه شكل ندارد خود اصل وجود دارای شكل است دارای رنگ است خدا چه شكلی است سبز است جزو سبزها است یا جزو اصلاحطلبها است نمیدانم چه میگویند نمیفهمم اصول چی، اصولیون اصولیون فقها خدا جزو كدام است خدا رنگش چه جوری است خدا رنگش قرمز است سبز است سیاه است سفید است نمیدانم جزو تیمی كه قرمزها است تیمی كه آبی قرمز است.
ما یك وقت حج رفته بودیم (خیلی وقت پیش بود) یك روز رفقا برای تفنن و شوخی گفتند آقا این را آوردیم بخندید، یك پیرمردی بود كه به حج آمده بود، او با همان پیریش دنبال فوتبال و اینها بود میرفت در این امجدیه، نمیدانم بیرون تهران ... كجاست آنجا كه درست كردند و مردم میروند میایستند فوتبال تماشا میكنند؟ ماشاءالله به این، آن دارد توپ را شوت میكند این دارد خوشحالی میكند بابا آن دارد توپ را میزند تو چرا داری خوشحالی میكنی؟ چه به تو میرسد؟ حالا آن هم كه دنبال توپ میدود خیلی باید كم داشته باشد كه دنبال توپ بدود كه گل بزند خیلی باید كم داشته باشد، بله عرض كنم حضورتان كه خب از اینها كم هم نیستند.
تلمیذ: مسأله قید و ماهیت ..
استاد: آقا اجازه بدهید بنده دارم عرض میكنم مسائل خیلی دقیق است!! شما اصلا اجازه نمیدهید من جای حساسی گیر كردم! قضیه قضیه تیم است! تیم این طرف و تیم آن طرف! قرمز و سبز و آبی از این مسائل است!! خلاصه پیرمرد آمده بود آن جا همچین لاغر و به من میگفت آقا این خلاصه هر جا میرود صحبت این میكند كه این تیم بهتر است و آن تیم بهتر است آخر در حج هم همین طور است به من میگفت آقا شما طرفدار كدام یك از اینها هستی؟ طرفدار استقلال میگویند پرسپولیس تخت جمشید!! طرفدار كدام از اینهایی؟ گفتم من اصلا نمیدانم اینها چه هستند، گفت تو نمیدانی؟ همین جوری میدانست من معمم ولی خیلی با صفا گفت تو نمیدانی اصلا چیست؟ گفتم نه والله من نمیدانم این آبی مال كیست؟ قرمز مال كیست؟ گفت چطوری اصلا عمرت را به سر میكنی؟ این جوری گفت چطوری عمرت را اصلا ... گفتم والله ما كه توفیق نداریم مثل شما بنشینیم شب تا صبح این توپ زدنها را تماشا كنیم گفت به به این طوری كرد به به به آقا را این طوری كرد آقا مفت نمیارزد!! حالا حج آمده ولی ... گاهی او را میآوردند آن سالی كه بله با دوستانمان رفته بودیم و اینها عمدا رفتند پیدایش كردند خلاصه بعدازظهرها میآوردند و بحث بحث همین قرمز و سبز و آبی و نمیدانم چی و از این مسائل بود. میگفت آقا اینها اصلا نمیدانید این چیزها چقدر با كلاس ... با مرام میگفت این فوتبالیستهای آن چی آن مثلا من نمیدانم كدام بود آبی آبی مال كدام است پرسپولیس آهان این چیز آبی میگفت اینها این قدر با مرام است تو بمیری این قدر با مرام هستند! به عكس آن طرفیها اصلا بیتربیت هستند گفتم نه بد است آدم بگوید فرض كنید كه آنها هم مال مملكت هستند خب گناه دارد ببین چقدر زحمت كشیده شده پای اینها! چقدر پولها خرج شده میلیارد میلیاردها برای اینها كه به اینجا رسیدند!! كه باعث افتخار ما هستند!! ... گفت بارك الله حاج آقا این حرفها را اول نمیزدی گفتم من كم كم رو میكنم چقدر میلیاردها میلیارد پول این مملكت صرف اینها شده!! كه اینها باعث افتخار مردم بشوند و افتخار ملی شوند و به عقیده بعضی از آقایان كه فرمودند اینها سفرای جمهوری اسلامی هستند كه دارند این طرف و آن طرف میروند آن آقایی كه چی چی مشهد است امام جمعه مشهد است بنده در روزنامه خواندم كه بله اینها سفرای جمهوری اسلامی هستند بروید ببینید این سفرا چطوری تبلیغ میفرمایند!! نمیدانند؟! من یك خرده آن را میدانم عرض میشود كه اینها چه جوری ... بعد اینها هم سر به سرش میگذاشتند، این كم كم عصبانی میشد شروع میكرد دعوا كردن گفتم بابا اذیتش نكنید، خلاصه خیلی تعصب داشت بعد به من این طوری میكرد من را میبینی برگردم در ایران اول كاری كه میكنم بلند میشوم میآیم قم سراغت میبرمت آنجا همان جایی كه فوتبال بازی میكنند تا ببینی اینها چقدر با مرام هستند گفتم باشه حتما یادت نرود!! ولی مثل این كه یادش رفت دیگر خودش رفت و ما را قال گذاشت و همین طور ما چشم به انتظار هستیم كه یك روزی برویم مثل بقیه افراد!! خب ما هم دل داریم دیگر! بله ببینیم این سفرای جمهوری اسلامی چطوری به هم گل میزنند و دنبال یك توپ میدوند؟ دنبال یك توپ این قدری میدوند یك قیافه هشتاد كیلویی دنبال یك توپ این قدری میدود! یا مثلا هشتاد كیلویی و افتخار میآفرینند افتخار این مملكت این است كه دنبال توپ بدود و بازی كند و بله بعد هم كه خلاصه ببازد از بقیه و همه پولها هوا و ...

