جلسه ۷۲۰
6نظر من در این جا به آن وجودی است كه الان این وجود آمده در این جا شكل گرفته ماهیت گرفته آن وجودی كه شكل و ماهیت گرفته در عین فرض بساطتی كه ما برای او كردیم حالا در هر عالمی میخواهد باشد ما كاری نداریم بالاخره الان كه این شكل را گرفته الان مغایرت دارد با موجودات دیگر و وجودات دیگر پس این دیگر بسیط نیست انقلاب شد انقلاب این ذات شد انقلاب این ماهیت شد، اگر مغایرت ندارد یا شما باید در این جا اصل وجود را انكار كنید بساطتش را كه خب هیچی خر ما از كرهگی دم نداشت این یك، یا باید بگویید كه اصالت با ماهیات است آن هم كه دیگر به اصطلاح مسئله به شكل دیگر است، یا این كه اگر اصالت را به وجود میدهید تجرد را به وجود میدهید اطلاقیت را به وجود میدهید بساطت را به وجود میدهید صرافت را به وجود میدهید این را كه دارید اینها را به وجود میدهید نمیتوانید تا ابدالآباد از او سلب كنید. وقتی كه شما این كتاب فرض كنید كه اسفار را الان دارید نگاه میكند این كتاب اسفار وجود بسیط است این فرض كنید كه دستگاهی كه الان در این جا در مقابل من است وجود بسیط است این فرش وجود بسیط است تمام اینها حقیقت ذاتشان حقیقتشان وجود چیست وجود بسیط است وجود بسیط است قید خورده حالا كه این وجود بسیط است و قید خورده آن مقید شدنش آن را از بساطت خارج میكنیم دیگر نمیتوانیم خارج كنیم چون آن مقدماتمان خراب میشود بخواهیم این را خارج كنیم یك لگد به همه مقدماتی زدیم كه تا به حال چییدیم و درست هم چیدیم و جلو آمدیم.
یك بنده خدایی یك ایرادی داشت در مسئله وحدت وجود در قضیه وحدت وجود ـ این مسئله كه دارم الان عرض میكنم این ریشه همان وحدت وجود است ـ یك اشكالی داشت میگفت رفته بودم پیش یكی از افراد خیلی معروف و خلاصه اشكالم را با او مطرح كردم وقتی كه صحبت كردیم و به اصطلاح مسئله بالا گرفت گفت اگر این نظریه شما را بخواهیم بپذیریم باید دست از تمام آن چه را كه به اصطلاح راجع به آن هست دست از همه آنها برداریم، من به او گفتم خب میخواستی بگویی باید برداری وقتی قرار بر این است كه انسان یا باید برای این مسئله پاسخ بیاورد یا اگر پاسخی نیاورد خب اینهایی كه تا به حال چیدی غلط است این چیزی نیست كه یك جا انسان گیر میكند بعد پاسخی برای او ندارد برمیگردد میگوید باید دست از مسائل گذشته باید برداریم اگر آن مقدمات، مقدمات صحیح بوده پس این هم پاسخ دارد اگر این پاسخ ندارد آن مقدمات صحیح نبوده است مسئله این طور نیست كه ما فرض كنید كه در یك جا كه گیر كنیم بگوییم كه خب آقا اگر بخواهیم این حرف شما را قبول كنیم لازمه آن این است كه دست از آن حرفمان بردایم، خب بردارید دست از حرفتان بردارید باید بردارید این جواب نشد.

