اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۲۰

5
  •  پس وقتی كه یك حقیقت ذاتی از آن بساطت خودش مقید می‌شود تا به حال به این مسئله فكر كردید وقتی كه از آن حقیقت خودش متبدل می‌شود به یك حقیقت مقید و محدوده حالا خودش چیست؟ ما به آن تبدلش كار نداریم بله الان تبدل به كتاب شده بسیار خب این نوشته‌هایی در آن هست و كاغذش هم لابد قطن است و یا اشجار و درخت و این حرفها است، اینها را كار نداریم الان تبدیل به این شده خب بعدش چه آن حقیقت ذاتیه خودش كه الان تبدیل پیدا كرده آن حقیقت وجودیه خودش الان چه حكمی باید بر آن كرد؟ الان در شرایط فعلی كه ما خب می‌دانیم این الان با آنها فرق می‌كند با این چیزهای دیگر فرق می‌كند با اشیایی كه در این عالم و در این عالم طبع و اینها هست همه به اصطلاح متفاوت است. آن حقیقت وجودیه خودش كه الان كتابی است كه الان در دست ما است می‌بینیم و آن حقیقت وجودی اگر به این شكل درنمی‌آمد من نمی‌توانستم این كتاب را در دستم بگیریم فقط در عالم تخیل بود الان كه من این كتاب را دارم در دستم می‌گیرم به خاطر آن كه آن حقیقت وجودیه بسیطه آن حقیقت الان وجود دارد و الا من نمی‌توانستم آن را بگیرم و بیاورم بالا، چون وجود دارد آن حقیقت بسیطه من می‌توانم این كتاب را دستم بگیرم و الا عدم بود وقتی كه وجودی نباشد چیست هیچی یك مثقال هم دیگر وزن است نه وزن است و نه شكل است و نه ماهیت است نه هیچی هیچی نیست پس معلوم است كه هست حالا كه آن حقیقت بسیطه هست الان چیست الان كه این ماهیت را پیدا كرده چیست من به او كار دارم نه به این چیز و اینها، به این خود ماهیت و اینها به این به اصطلاح كاری نداریم شما وقتی كه یك خمیر مایه از این چیزهای موم و اینها را كه دست می‌گیرید از این چیزهای كه با آن چیز درست می‌كنند نرم است، چه به آن می‌گویند؟ مجسمه سازی و خمیر چی اشكال با آن درست می‌كنند آن موقع ما داشتیم از این چیزها وقتی كه آن را بروید به دست می‌گیرید و آن را به شكل فرض كنید كه یك ماهی درمی‌آورید یا به شكل فرض كنید كه یك حیوان درمی‌آورید آن را كه الان درمی‌آورید اگر یك شخصی نگاه كند نگاه می‌كند می‌بیند كه الان به شكل یك ماهی درآمده یك ماهی دارد می‌بیند آن كه یك خرده چشمش بازتر است نگاه به این ماهی نمی‌كند این نگاه می‌كند به آن خصوصیت این حالت الاستیكی كه دارد نرم می‌شود و آن را از بقیه اشیاء جدا می‌كند تا نگاه می‌كند می‌گوید كه برو یك انگشت فشار بده می‌بیند رفت تو، با دستت بردار این طوری كن هر چه ماهی بود كله و دمش همه با هم یكی شد رفت پی كارش این كه الان دارد نگاه می‌كند دارد به این شكل نمی‌كند دارد به آن ذاتی نگاه می‌كند دارد به آن خصوصیت نگاه می‌كند كه اگر آن خصوصیت را یك فشارش بدهی می‌رود در دست شما و خراب می‌شود و از بین می‌رود و بعد می‌تواند به شكل دیگری دربیاورید همین را خراب می‌كنید تبدیل به یك گربه می‌كنید همین گربه را فشار می‌دهید تبدیل به، این بچه‌ها هست اول درست می‌كنند بعد می‌زنند و دوباره خراب می‌كنند و یك چیز دیگر درست می‌كنند و بعد خوشحال هم می‌شوند كه هم در دست كردنش كیف می‌كنند هم در خراب كردنش كیف می‌كنند در هر دو طرف كیف می‌كنند ما نه، ما فقط در درست كردن كیف می‌كنیم در خراب كردن خیلی خوشمان نمی‌آید آن دارد الان فقط به او نگاه می‌كند.