اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۲۰

3
  •  پس می‌توانیم بگوییم كه وجود باری اصل است و اصل با فرع دو تا است فرع از نقطه نظر وجودی متأخر از اصل است و اصل از نقطه نظر وجودی متقدم بر فرع است اینها با همدیگر تفاوت دارند در وجود باری چطور این حقیقت وجودیه اصل است و نیاز ندارد آن وقت شما می‌آیید در مورد غیر باری می‌گویید كه ماهیت هم اصل است پس این ماهیت از كجا آمد؟ خب وقتی كه وجود باری عبارت از وجود محض باشد این اصالت در ماهیتی كه شما برای اشیاء معتقد هستید این اصالتش از كجا آمد خب وجود باری خودش كه نمی‌تواند معطی الشیء فاقد آن شیء باشد وقتی وجود باری آن اصالت را آن ماهیت را ندارد خب ماهیت كه نمی‌تواند به عنوان یك امر اصیل است اصیل؛ یعنی قائم به ذات یعنی مستغنی از غیر یعنی غنی به ذات یعنی غیر متدلی به غیر اینها همه معنای اصیل است اصالت یعنی همین، هرچه را كه شما آمدید و مرتبط به غیر كردید از اصالت انداختید دیگر نمی‌توانید به او بگویید اصیل درست شد حالا آن كسانی كه قائلند بر این كه هر دوی اینها اصیل هستند هم وجود و هم ماهیت این اصالت ماهیت را از كجا می‌آورند و اثبات می‌كنند درست شد این هم خب پس بنابراین به طور كلی باطل است و افحش از اول خواهد بود.

  •  آن را كه خدمت رفقا بنده عرض كردم نسبت به مسئله ماهیت آن این است كه ماهیت امرٌ موجودٌ خارجی و متعینٌ و متشخصٌ و لكن آن امر خارجی است كه به شكل مختلف درمی‌آید نه این كه یك امر وهمی است نه این یك امر اصیل است هیچ كدام این دو تا نیست همان تشكل خارجی وجود آن تشكل خارجی امر چیست آن عبارت است از همان ماهیت و طبعا متأخر از وجود است چرا؟ چون وجود بحت و بسیط به این شكل درآمده و به این ماهیت ماهویت پیدا كرده است اگر آن وجود بحت و بسیط نبود شكلش از كجا بود قیدش از كجا بود؟ آن امر خارجی این اعراضی كه بر او حمل می‌شود این اعراض از كجا بود؟ آن امر بسیط كه عبارت است از وجود اطلاقی و مبدأ هستی آن امر بسیط باعث می‌شود كه اشكال مختلفی به خود بگیرد درست شد حالا از نقطه نظر فلسفی وارد شدن در بحث مثال افلاطونی به این شكل است آن امر بسیط وقتی كه آن ماهیت را می‌خواهد به خود بگیرد آیا با تقید به ماهیت از آن بساطت خودش خارج می‌شود و دیگر بسیط نیست، این كه متناقض است وقتی كه شما یك امر بسیط و یك حقیقت بسیط را می‌خواهید مقیدش كنید آن قیدی كه برای او می‌خواهید بیاورید آن حدی كه می‌خواهید برای او بیاورید باعث می‌شود كه این وجود از وجود دیگر جدا می‌شود در قبال او قرار می‌گیرد آن آن طرف جوب این این طرف جوب او در حریم او داخل نمی‌شود آن هم در حریم این داخل نمی‌شود.