
جلسه ۷۲۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية 26/11/1431
جلسه ۷۲۰
11بله میگفت حاج آقا تو بمیری این قدر اینها با مرام هستند آن قدر با صفا هستند آنها به عكس گفتم نگو اینها هر دو افتخار ملت هستند افتخار جمهوری در دنیا هستند میلیاردها میلیاردها صرف شده كه اینها به این جا برسند همین طوری میآیی اینها را تخطئه میكنی صحیح نیست باید بدانی كه خب بالاخره باید این بودجهها باید صرف شود برای اینها!!
تلمیذ: در جایی می خواندم كه صهیونیزم برنامه دارد
استاد: نخیر این قضیه فوتبال یك قضیه استعماری است مشخص است سرگرم كردن مردم به این مسائل و چاپیدن آنها، سرگرمشان كنند به دو تا توپ پلاستیكی این طرف بزن و آن طرف بزن و بعد هم خودشان به مسائل و نقشهها برسند اینها همه بی حساب نیامده
تلمیذ: تقابل بین بساطت و تقید از چه نوعی است؟
استاد: تقابلی نیست تقابل به عنوان فقط تقابل به عنوان ظهور و به اصطلاح عدم ظهور است این تقابل
تلمیذ: تقید هم تعبیر نارسایی است
استاد: بله
تلمیذ: تقید هم تعبیر نارسایی است چون قید خودش باعث میشود مانعیت از ورود شیء در شئ دیگر شود به فرموده شما تقید باعث عدم دخول غیر بشود
استاد: تقید غیر نه، ببینید تقید باعث میشود عدم ورود نه شیء دیگر، قید دیگر، این نكته نكتهای بود كه به اصطلاح من فراموش كردم تقیدی كه الان به وجود داده میشود وجود دیگر را مانع نمیشود چون این هم این بسیط است هم آن وقتی بسیط است معنایش این است كه بین اینها حدی نیست در ذات خودشان بین ایشان حدی نیست درست گرچه این كتاب این جا است و این اینجا ولی این فاصله زمانی باعث عدم اتحاد نیست فاصله زمانی ببخشید فاصله مكانی این فاصله مكانی باعث عدم اتحاد نیست فقط این قید باعث میشود كه ما این و او را دو چیز ببینیم یعنی باعث میشود كه این قیدی كه در آن جا هست داخل در این قید نشود خود قید، شما او را سیاه میبینید و این را زرد میبینید شما آن را به آن شكل میبنیید وضعش به آن است و این را وضعش را به این نحو میبینید نه این كه باعث بشود خود مقید وارد در حریم این مقید نشود مقید متحد است با این مقید قید مخالف است با این قید پس در این جا قیدی كه میخورد به آن وجود آن قید باعث میشود كه قید دیگر داخل نشود نه مقیدش مقیدش داخل است مقیدش وحدت دارد
