جلسه ۷۱۹
6تلمیذ: ... یك صورتی را دیده اگر علت آن یك چیز دیگری باشد چرا معلول به این صورت جلوه پیدا میكند؟
استاد: آخر این كه در این جا دیده است این نسبت به خصوصیتی است كه ممكن است در نفس خود او باشد! فرض كنید كه كسی كه ناراحتی چشمی دارد یك ضعف دارد هستند بعضی ها كه رنگها برای آنها یكی از ناراحتیهای چشمی این است كه فرض كنید كه عدم تشخیص الوان و اینها است بعضی از ناراحتیهای چشمی این است كه رنگها قابل تجزیه نیستند و فقط افراد را سیاه و سفید اینها میبینند این برگشتش فقط به خود ضعف وجودی خود آن شخص است! چون آن ضعف وجودی است و نمیتواند به اصطلاح عبور كند آن صوری را كه در عالم به اصطلاح تزاحم و كیفیت تحول و تبدل، آن صور از گردونه خارج شدند تاریخ مصرف آنها گذشته آمدند بیرون، صور دیگری به واسطه آن اتصال با ملكوت جایگزین شده است آن صور را مشاهده میكند آن بعضی را نمیتواند ببیند وقتی آنها را مشاهده كند خیال میكند این واقعیت دارد میگوید كه آقا فرض كنید كه در سال فلان امام علیهالسلام ظهور میكنند در حالتی كه سال فلان میآید و پانزده سال و شانزده سال و هفده سال و بیست سال هم میگذرد و هیچ خبری هم نیست نه این كه امام علیهالسلام فرض كنید كه در آن موقع میبایستی ظهور كند، نخیر، در آن جا یك مسائل و جریاناتی اتفاق میافتد یعنی در آن سال، كه احتمال ظهور حضرت را مینمایاند! نه این كه هست یك وقتی مینمایاند یك وقتی كه هست یعنی یك شواهد و قراینی در این عالم اتفاق می افتد كه آن شواهد و قرائن به مرتبه تنجز و فعلیت نمیرسد تا این كه آن صورت خارجی همان به جنبه ثبات پیدا كند از آن شواهد و قرائن این شخص احتمال میدهد حضرت ظهور كنند التفات كردید میبیند یك مسائلی آمد تغییر پیدا كرد یك حال و هوایی فرض كنید كه آمد عوض شد.

