جلسه ۷۱۹
5مسئله اطلاع غیب امام این است نه این كه امام به نفس خود رجوع كند و ببرد خودش را در عالم مثال و از این عالم بیاید بیرون و بعد در آن جا مشاهداتی داشته باشد بیاید آن مشاهدات را برای انسان بیان كند برای انسان نقل كند همان جور كه الان نشسته دارد با شما صحبت میكند همان جور دارد فردای شما را میبیند؛ یعنی میبیند همین الان كه این فردا دارد چكار میكند چطور این كه همین این الان دارد صحبت میكند همین این دارد فرض كنید كه این مطالب را میگوید چطور این دیگر بردن آن عالم و آوردن و این نقل و انتقالات و این فرض كنید كه مهاجرت و اینها نمیخواهد دیگر، دارد نگاه میكند، دارد همین طور شخص را نگاه میكند و میبیند همین طور كه دارد نگاه میكند آن را هم با او دارد مشاهده میكند. این مسئله همان به اصطلاح اتحادی است كه بین شهادت و بین غیب است كه البته اگر این قضیه تقویت پیدا كند نه تنها از عالم مثال و صور مثالیه بلكه به مراتب بالاتر هم انسان عبور میكند و میرود و دیگر در این جا مسائلی مطرح است خیلی خلاصه در این جا قضایایی هست و بر حسب میزان تجرد و آن قدرت روحی اشتباهاتی كه افراد در مكاشفاتشان دارند مربوط به این مسئله است، آنهایی كه هی وعده آمدن امام زمان را میدادند و نمیشد و میگفتند كه بدا میشود یا این كه وقت تعیین میكردند و نمیشد اینها همه به خاطر این است كه این جای مسئله لنگ میزند، در همین مرتبه صوری قضیه لنگ میزند كه قدرت اتحاد با آن حقیقت مثالیه را اینها ندارند و بلكه یك صرف مشاهداتی هست كه آن مشاهدات به واسطه ضعف در مسائل و در عالم تزاحم بین عرض میشود كه علل و معالیل در آن جا اینها امكان تقریر و تبدیل آنها وجود دارد و از آنها این اطلاع ندارد فقط اینها به صورت مثالیه رسیدند و چون اطلاعی بر آن حقایق بالاتر ندارند لذا صور مثالیه هم بر آنها اشتباه جلوه میكند.

