اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۱۹

11
  •  آخر اینها تشخیص‌هایی است كه این تشخیصها را اولیاء خدا فقط می‌توانند بدهند آنها می‌توانند درك كنند كه این ولایت در چه جایگاهی قرار دارد و سایر مسائل در جایگاه خودشان قرار دارند ما تخطئه نمی‌كنیم بیت المَقدس را، قدس را تخطئه نمی‌كنیم، پدر ما هم حتی آن جا رفته، آن جا را رفته زیارت كرده است، قبل از این كه اسرائیل و یهود بیایند آن جا را بگیرند در آن سفری كه رفته بودند چند روزی یك هفته یا چهار یا پنج روزی هم بیت المقدس بودند زیارت كردند ولی هر چیزی جای خودش را دارد خیلی هم تعریف می‌كردند می‌گفتند چه شهر نورانی است اتفاقا، خب انبیاء بودند آن جا همه پیغمبران بودند، اولیاء بودند، بزرگان بودند، باید هم این طور باشد، آثار وجودی ایشان همین است، ولی تمام اینها در مقابل امام رضا صفر است! نه یك، صفر است، صفر است، صفر است، صفر، آن وقت این صحیح است كه انسان ...

  •  من داشتم می‌رفتم حرم اصلا به زبانم نمی‌آمد بگویم كه آقا این صحن قدس از كجاست؟ چون راه را بسته بودند گفتم این صحنی كه بغل است، به زبانم نمی‌آمد، نمی‌توانستم بگویم، گفتم این صحنی كه بغل است. بزرگان این مسائل را این طور دقیق رعایت می‌كردند و به این نحوه به ما یاد می‌دادند كه چه جور باید باشیم، زندگی ما باید چه جور باشد، فهم و معرفت ما باید چه جور باشد، و نسبت به اشخاص، نسبت به اشخاص باید به چه كیفیت باشیم، این پایه‌ای كه برای انسان در نفس به وجود می‌آید آن وقت آن پایه می‌تواند مطالب را دیگر خوب ارزیابی كند، آن چه را كه دور و برش می‌گذرد آنها را می‌تواند به اصطلاح خوب ارزیابی كند والا مردم همین هستند.

  •  نكته‌ای كه اضافه بر این مسئله در قضیه مثل افلاطونیه به چشم می‌خورد كه بر آن اساس این مطلب شكل گرفته آن عبارت است از یك حقیقتی است كه این حقایق نوعیه خارجیه به واسطه اتصالشان كه اینها در قالب اشیاء جزئیه هستند در قالب وجودات جزئیه هستند در قالب هویات جزئیه هستند اینها به واسطه ارتباطشان با آن كیفیت شكل گیری كه از اراده پروردگار به یك شكل منسجم، آن در خارج ظهور پیدا می‌كند آن شكل منسجم عبارت از نفس ناطقه است آن شكل منسجم عبارت است از نفس صاهله است آن شكل منسجم عبارت است از نفس نائقه هر كدام از این اشكال منسجم، صورت حماریت، صورت بقریت، صورت ابلیت، صورت نملیت، صورت اسدیت، این صورتهای مختلف كه این اشكال جزئیه از او هستند اینها تمام مرتبط می‌شوند به یك صورت كلی كه آن نفس ناطقه كلی كه به صورت انسان است آن نفس غیر ناطقه حیوان دیگر است و همین طور كه بر آن وزان این شیء خارجی صورت پیدا می‌كند به اعراض مختلفه خودش به طوری كه می‌گویند یك اثر انگشت در خارج یكی نخواهد شد یك نمی‌دانم فرض كنید كه آن كیفیت این صورت به اصطلاح چشم در خارج یكی نخواهد شد دو تا عین هم به دنیا بیایند اینها یكی نخواهد شد این صورتهایی كه در این جا به شكل مختلف می‌آید همه اینها یك اختلاف عرضی دارند و یك اشتراك ذاتی دارند آن اشتراك ذاتی آنها، همان است كه آنها را به این صورت درمی‌آورد آن اختلاف عرضی همان است ـ این را كه من دارم عرض می‌كنم در لابه لای كلمات اینها نیست این را خود بنده از مطالبی كه بزرگان در كتب عرفان نظری خودشان مطرح كرده اند از آن جا نقل می‌كنم ـ آن اشتراك اشتراكی است كه آن كیفیت ذات آنها را آن قوام می‌بخشد و آن اختلاف هم همان خصوصیات خارجی و اعراض خارجی را. لذا شما می‌بینید بسیاری از بزرگان اختلاف هویت اشیاء را اختلاف ذاتی نمی‌داند به خاطر این مسئله است كه اینها می‌گویند كه این اختلاف اختلاف فقط در عرض است اما در واقع یك هویت خارجی بیش نیست كه البته ما تا حدودی با این مسئله موافقت داریم اما نكته اصلی این است كه آن حقیقتی كه آن حقیقت نفس ناطقه‌ای كه از آن نفس ناطقه این نفوس ناطقه جزئی به وجود می‌آید آن یك جنبه سِعی و كلّی دارد كه آن جنبه سِعی و كلی اقتضای اشتمال صور مختلفة الاعراض را در آن وجود صورت كلی اشتمال را حائز است، به آن صورت كلی می‌گویند مثال افلاطونی.