جلسه ۷۱۹
2بسم الله الرحمن الرحیم
كیفیت ترسیم مسئله مثال افلاطونی و تفوق آن بر حقیقت عالم مثال
راجع به مثل افلاطونی صحبتی كه شد اگر نظر رفقا باشد عرض كردیم كه مسئلهای در این جا برتر از آن چه را كه خب افراد به اصطلاح اهل بصیرت نقل كردهاند كه تمام آن چه كه در این عالم، صورت خارجی و صورت شهودی دارد یك جنبه حكایی دارد در عالم مثال و آن عالم مثال صورت حقیقی آنها است كه انسان بر آن صورت حقیقی نمیتواند اطلاع پیدا كند مگر این كه آن ابزار اطلاع را در اختیار داشته باشد و تأهل برای وصول به آن صورت حقیقی را واجد باشد این مطلبی است كه خب بیان میكنند، ادله و شواهد هم بر این مسئله هست و درست هم هست مسئله همین طور است و به همین كیفیت است.
آن چه را كه خدمت رفقا عرض شد یك مسئله ای است كه از این قضیه دقیقتر است و عرض ما این بود كه بله صورت مثالی جنبه واقعی صورت اعیانی اشیاء است ولكن به چه صورت؟ آیا بین این دو انفصال است كه خب انفصال معنا ندارد، معنا ندارد بین جنبه علی و جنبه معلولی انفصال وجود داشته باشد نفس الانفصال موجب عدم است یا عدم در معلول یا عدم در علّت و یا هر دو، چون اگر آن حیثیت علّی را ما در نظر بگیریم آن حیثیت علّی قائم به طرفین است نمیشود علت را در نظر بگیریم بدون معلول، البته تقدم طبیعی وجود دارد كه همان تقدم علّی باشد اما نه این كه آن حیثیت علّی باعث بشود شما معلول را به طور كلی مدّ نظر قرار ندهید اگر میگویید كه پروردگار خالق است مخلوقی باید باشد تا آن حیثیت برای ربوبیت به این اتصاف ثابت بشود اگر میبینید خدا رازق است باید مرزوقی وجود داشته باشد بدون وجود مرزوق خارجی اتصاف آن ربوبیت به صفت رازقیت ممتنع است.

