
جلسه ۷۱۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 18/11/1431
جلسه ۷۱۸
4بله یك وقتی در یكی از این معابد رفته بودیم، معبد بوداییها و من نگاه كردم دیدم كه این افرادی كه آن جا هستند اینها سرشان را همه تراشیدهاند، سرشان را تراشیدهاند، به دوستمان گفتم این مردها را نگاه كن ببین اینها همه چه خوب سرشان را تراشیدهاند، خلاصه این مسئله حكایت از بعضی مطالبی دارد، گفت فلانی اینها زن هستد، گفتم زن هستند! چطور تو فهمیدی من نفهمیدم، من كه فقط كله آنها را نگاه كرده بودم، رفتیم دیدیم بله اینها زن هستند و منتهی خب لباس بلند پوشیدهاند و من فكر میكردم در همین احوال اینها در كیفیت عبادت ایشان، نشسته بودم یك گوشه و همین طور نگاه میكردمریال افرادی كه میآیند و نحوه عبادتی میكنند و كارهایی كه میكنند و من دیدم اینها مسائلی است كه همه در یك جا ریشه دارد، یعنی اگر بخواهیم دقت كنیم به یك جاهای واحدی برمیگردد منتهی خب اشتباه بشر این است كه آن حقیقت را به واقع خودش نمیآید پیاده كند، میآید به آن صورت میدهد، به آن شكل میدهد، میآید به آن قالب میدهد، آن قالب كار را خراب میكند، آن صورت كار را خراب میكند، آن صورت میآید و مسئله را از اتصال به آن معنا كم میكند، برای باران بتی است و به این بت احترام میكنند، سجده میكنند، برای آتش یك بت است برای نور یك بت است، برای ظلمت یك بت است، برای قهر یك بت است، برای جمال هی بت بت خب چرا؟ این كه الان دارد سجده میكند، دارد به این قدرت منطوی در این بت سجده میكند كه این قدرت باران قابل احترام است و این عبادت موجب جلب فیض میشود، خب این خیلی خوب است، خیلی درست است كه انسان بخواهد از یك مبدأیی كسب فیض كند، جلب رحمت كند، جلب سعه كند ولی صحبت در این است كه این منبع فیض كجاست؟ در این بت است یا این متصل به یك ذات مجرد اطلاقی لایتناهی است؟! چرا آن جا نمیرویم سجده كنیم ادیان الهی میآیند این صورت را بر میدارند این صورتی را كه در این صورت انسان مقید میشود و وقتی كه میخواهد توجه به آن حقیقت بكند این صورت نمیگذارد میآید به این صورت نگاه میكند این صورتی كه ساخته خودش است تو كه داری الان سجده میكنی تو ساختی یا رفیقت ساخته است فرق نمیكند مثل هم هستید دیگر از آسمان كه خدا نیاورد این را سجده كنید خودتان درست كردید بله حضرت ابراهیم گفت: اف لكم و لما تعبدون و تعبدون ما تنحتون آن كه خودتان درست میكنید و میتراشید به آن شكل و قیافه میدهید آن را عبادت میكنید چرا نمیآیی از این صورت عبور كنی و به معنا برسی! اشكالی كه در بت پرستها هست ولی در اهل ایمان نیست، آن اشكال این است كه هر دوی اینها میخواهند به آن مبدأ واحد برسند و به آن حقیقت مطلقه دسترسی پیدا كنند، منتهی از آن جایی كه بشر محكوم به احساس است اگر این بت را هم سجده میكرد مقصودش آن خدای حقیقی بود اشكال نداشت چون اصلا بت در این جا نمیبیند ولی اینها بت میبینند یعنی یك وجود مقید و محدود میبینند كه در این وجود مقید و محدود آن واقعیت نهفته است آن حقیقت علمیه نهفته است و آن حقیقت معنویه در آن جا نهفته است لذا میآیند خودشان را محدود به این صورت میكنند آن وجود خلیفة الهی را كه باید در اتصال به آن مبدأ به آن عالم اطلاق برسد، دم كنی میگذارند روی آن میگذارند در دیگ زودپز درش را هم سفت میكنند سوپاپ آن را هم سفت میكنند كه یك وقتی درنیاید خب این وجود خلیفة الله همین طور میماند در این تقید خودش همین طور میماند این اشكال است، این ایراد است، در اسلام كه میگویند بت را كنار بگذار، این صورت را كنار بگذار و به آن حقیقت واحد توجه كن تا به آن تجرد اطلاقی برسی و از بین نروی، سرمایه تو فنا نشود، خصوصیات تو از بین نرود استعدادت نمیرد و به فعلیت برسی، این توجه به بت فعلیت را منتفی میكند، آدم را همان جور نگاه میدارد، چون ظاهر دین است وقتی كه ظاهر هست این ظاهر چكار میكند؟ انسان را در همان ظاهر بودنش و در همان مظهر بودن خودش همان طور نگه میداد همان طور نگه میدارد و لذا وقتی كه از اینها سوال كنی كه آیا بت برای شما باران میآورد یا نه میگوید نه بت باران نمیآورد این سر جایش است صد سال هم باشد خودش هم نمیتواند تكان بدهد ما به وسیله این بت توجه میكنیم به لذا آیه قرآن هم میگوید از آنها سوال كنی از همین مشركین، مَن خلق السموات و الارض قل ان الله نمیگویند این بتی كه لات و عزی و فلان در این كه آنها هم قائل به توحید هستند همه شریك هستند میدانند منتهی الله پرستان هم میدانند منتهی تمام این اشكال در این است كه توجه به این ظاهر موجب حجاب از رسیدن به واقع است لذا حرام است، بت پرستی شرك است و كفر است و انسان را از آن نگاه میدارد این واقع شدن در صورت و عدم او این مسئله مسئلهای است كه در اسلام به آن توجه شده است به این قضیه به این مسئله توجه شده البته در همه ادیان الهی بخصوص در اسلام به اصطلاح ظهور خیلی بیشتری دارد.
