
جلسه ۷۱۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 18/11/1431
جلسه ۷۱۸
11مرحوم آقای بروجردی رحمة الله علیه ایشان به مرحوم آقا میفرمودند كه وقتی كه به مرجعیت رسیدند، ولی هنوز مرجعیت ایشان استقرار پیدا نكرده بود، ایشان میخواستند یك زیارت امام رضا علیهالسلام بروند مشهد و اطرافیان ایشان مانع شدند و گفتند كه الان زیارت امام رضا علیهالسلام رفتن برای شما صلاح نیست! شما باید صبر كنید یك چند سالی بگذرد و موقعیت شما جا بیافتد! اینها همه برای ما عبرت است و اعتبار است كه بفهمیم این مكتب چه مسائلی به ما یاد داده است؟ و چه كیمیایی در اختیار ما گذاشته است؟ زیارت امام رضا علیهالسلام الان صلاح نیست شما بروید! بله زیارت امام رضا علیهالسلام با زیارت مش قنبر در این جا یكی است برای آقایان! و شما خوب است چند سالی بمانید تا این كه مرجعیت شما در بلاد گسترش پیدا كند و شیوع پیدا كند و شما وقتی كه میخواهید زیارت بروید قبلا به هر شهری اطلاع بدهیم اهالی آن شهر بیایند بیرون و استقبال و مراسم رسمی و ... تا اینكه موقعیت مرجعیت محفوظ باشد، موقعیت محفوظ باشد، اینها همانهایی هستند كه انسان را به قعر جهنم میفرستند! اینها همانها هستند كه بزرگان، ما ها را از ارتباط با اینها برحذر میداشتند! ارتباط با این قُطّاع الطریق، قاطعین طریق به ولایت، قاطعین طریق به حریت، قاطعین طریق به عبودیت اینها هستند! واقعا باید پناه برد به خدا.
من وقتی كه خودم این مسائل را به شما میگویم واقعا بدنم میلرزد كه نكند یك روزی ما گرفتار این مسائل بشویم، ما كه نه امام هستیم و نه پیغمبر و نه ولی و كسی دیگر و آنها كه آن جور بودند این طور محافظت میكردند و مواظبت میكردند كه ما را به تعجب وا میداشتند و ما كه دیگر كارمان درست است، بله مرحوم آقای بروجردی ایشان فرمودند: آیا شما میخواهید من را از زیارت امام محروم كنید به خاطر مرجعیت؟ خدا رحمت كند ایشان را كه كار ایشان درست بود و كار ایشان صحیح بود و كار ایشان مطابق با موازین بود و با آن مسائل بود و البته اگر هم به جای ایشان بودم خب بالاخره از اول جوری مسائل را تنظیم میكردم كه به این مطالب كشیده نشود ولی خب علی كل حال شاید این مقدار نمیشده شاید بالاخره محاذیری بوده، بالاخره انسان باید خیلی مواظب اطرافیان باشد خیلی مواظب حواریون خود باشد خیلی مواظب آن افرادی كه ارتباط نزدیكتر دارند باید باشد تا این كه كار به این جا نرسد كه خلاصه یك برخوردی یك قضیه اگر هم رسید كه چاره نیست دیگر این جا جایی نیست كه انسان بخواهد كوتاه بیاید كوتاه بیاید سفت خورده، همچنین میزنند آدم را كه نمیتواند بلند شود ضربه آن قدر وارد هست كه انسان نمیتواند بلند شود و میرود در یك فضایی كه دیگر در آن فضا بسته میشود بسته میشود و دیگر هیچ منفذ و روزنهای نمیماند برای او بله خدا انسان را حفظ كند اینها همه برای انسان باعث عبرت است بالاخره انسان بایدبه یك نحوی خودش را تصحیح كند دیگر چه موقعیت بهتر از این كه انسان خودش در یك مسائلی واقع شود كه با چشم خودش ببیند هان انسان باید استفاده كند انسان استفاده كند این چیزهایی كه در ذهن خودش تصور داشته ببیند ببیند كه بله خب بالاخره آن چه را كه گفته میشد خیلی هم بیجا نبود آن مسائل بزرگان خیلی بیجا نبوده و درست بوده خودش ببیند و اعتباریت دنیا را ببیند واقعا واقعا وقتی كه آدم این مسائل را میبیند و این مطالب را میبیند تاریخ را وقتی كه میخواند تاریخ را كه میخواند باید با خودش بگوید روزی خواهد آمد كه این تاریخ را باید من در خودم تجربه كنم و این مسائل وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ1 اشاره به همین جریاناتی دارد و مسائلی كه در طول زندگی انسان پیش میآید و انسان ناچار است است از تصحیح راه خودش و از تصحیح ا فكار خودش و تصحیح مسیر خودش كه با این جریانات برخورد عینی داشته باشد و عینا برخورد كند حضورا برخورد كند تا این كه حقیقت مسئله به صورت لمس و مسّ برای او دربیاد و صرفا یك حكایت و خبر و اشاره نباشد.
- سوره يوسف (١٢) آيه ١٠٥
