
جلسه ۷۱۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 18/11/1431
جلسه ۷۱۸
6حضرت این مطالبی را كه میفرمایند، تصور نكنید كه فقط میخواهد به ما یاد بدهد بله این هست این هست كه حضرت میخواهد به ما یاد بدهد، كه شما هم باید مثل من باشید، شما هم باید مثل من باشید و من كه امام معصوم هستم این چنین میگویم وای وای وای وای به حال شما كه این چنین نباشید! این حضرت به ما این قضیه را میخواهد القا كند.
یك وقت در یك جریانی بود كه یك عده میخواستند ما را در یك قضیه قرار بدهند من رفته بودم در مشهد و دعوت داشتیم جایی همین كه مشهد میرسیم برویم در همان جا وارد مشهد كه شدیم دیدیم در ضمن بعضی از رفقا یكی دو نفر آمدند سلام علیكم و فلان و بله دست ما را هم بوسیدند گفتیم خب این اولیش، خب ببینیم پس پرده چه خبر است، یك خرده گذشت و بعد آمدند و بعد یكی از اینها گفت آقا بعضی از افراد، آقایان فلان آمدند خدمت شما در آن جا گفتم الان كه موقع ظهر است ـ و دیگر ما شصتمان خبردار شد ـ و من جایی دعوت دارم، نمیتوانم، سلام برسانید بعد یك مدت گذشت یك بیست قدمی، سی قدمی دوباره آمد و شروع كردند كه حالا عنایت میفرمایید، به اصطلاح آقایان خیلی مشتاقند و ساعتها همین طور ماندهاند، گفتم تا قیامت اگر منتظر باشند نمیآیم بفرمایید، دیگر به آنها فرمودند دیگر تا قیامت اگر منتظرم باشند نخواهم آمد من جایی مدعو هستم و باید بروم.
میبرند آدم را، میبرند، میبرند و خلاصه و میبرند دیگر، بله این مسلئه مسئله اول است كه حالا كه امیرالمؤمنین به مسئله استوا پیدا كرده در دلش این استوا به هم میخورد و كار خراب میشود كار خراب میشود این یك، حضرت میخواهد به ما یاد بدهد، دوم این كه ما خیال میكنیم این ائمه واكسینه هستند و دیگر كارشان تمام است هر جوری بشود، دیگر مسئله تمام است، از نفس هم گذشتهاند و ... اینها همه درست است یعنی ائمه از مرتبه نفس و تعلقات گذشتهاند و نسبت به این مسئله دیگر اصلا هیچ نوع تفكری ندارند ولی این جور هم نیست كه مواظب خودشان نباشند اگر مسئله صرفا مسئله گذشتن از این مرتبه باشد، دیگر این دعاها را نداریم، دیگر دعای ابوحمزه ثمالی برای چیست؟ دیگر دعای كمیل برای چیست؟ دیگر در دعای صباح میخوانیم الهی ان لم تبتدئنی الرحمة بحسن التوفیق و من السالك بی ...؟، پس این برای چیست؟ این چه قضیهای هست؟ ما میبینیم كه همان نحوه كه ما در ارتباط با خودمان و وضعیت نگون سار خودمان داریم نگاه میكنیم و با خدا مناجات میكنیم داریم میبینیم دیگر، داریم میبینیم كه اختلاف در حال چگونه برای ما اختلاف در تصرفات میآورد، اختلاف در فكر میآورد، این را داریم میبینیم در حال خنده یك جور فكر میكنیم، درحال غیر خنده اصلا تفكرمان از زمین تا آسمان عوض میشود، با این كه داریم میبینیم خب همین را میبینیم اینها دارند میگویند همین را میبینیم خیلی عمیقتر و دقیقتر و بالاتر اینها دارند میگویند، این چه را میخواهد برساند؟ این را میخواهد برساند كه خود امام هم دائما مراقب خودش است، خود امام خود معصوم دائما مراقب است و امام معصوم میداند كه هر چه هست از آن طرف است، از این طرف صفر مطلق، صفر، این را امام میداند، دیگران شوخی میكنند تواضع میكنند هر چه میكنند این را امام میداند و این مسئله تا برای انسان وجدانی نشود فقط یك تصوراتی برای انسان میآورد ولی خب انشاءالله خداوند توفیق بدهد كه این مسائل برای انسان وجدانی بشود تا بفهمد چه خبر است دنیا، مقام غیرت خدا غیر خود برنمیدارد هر كسی میخواهد باشد و هرچه میخواهد باشد! ذات یكی است و جز او هیچ نیست.
