اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۱۷

1
  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • كیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در كلام مرحوم آخوند و كلام شیخ

  •  صحبت در كیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در كلام مرحوم آخوند و كلام شیخ بود و عرض شد كه نظر افلاطون نسبت به مثل با آن چه كه مرحوم شیخ در شفاء می فرماید منافات دارد. البته ما می‌توانیم این منافات را ناشی از دو نحوه نگرش و بینش آنها نسبت به ارتباط بین حقایق خارجیه و بین عالم غیب بدانیم كه طبعا در كیفیت تفكر انسان این قضیه نقش اساسی دارد به نظر می‌آید آن چه كه در بحث گذشته خدمت رفقا عرض كردم این بود كه آن چه كه ما به عنوان عالم مثال می‌دانیم، البته اول باید یك قضیه و مسئله را توضیح بدهیم و آن این كه بین مثل افلاطونی كه صورت انواع خارجی است و بین خود صورت مثالیه عین خارجی، تفاوت است و این تفاوت هم ناشی از یك مسئله عقلی به عنوان كلی طبیعی نمی‌شود و بلكه عبارت است از یك وجود خارجی كه مرحوم شیخ این مسئله را توجیه كردند به ماهیات كلیه، این كه هنر نیست خب همه می‌دانند ماهیات كلیه حقایق طبیعیه است كه مصداق آنها و وجود خارجی آنها همان جزئیات خواهند بود و الا خودشان كه در خارج وجود ندارد، البته بعداً به آن قضیه می‌رسیم.

  •  در وهله اول این مسئله باید روشن بشود كه صورت مثالی اشیاء كه عبارت است از همان اتصال ما به حقایق خارجیه كه به آن علم، معرفت، صورت ذهنی، وجود ذهنی هر چه می‌خواهید اسمش را بگذارید به آن گفته می‌شود آن یك نحوه اتحادی با نفس همان عینیت خارجی دارد.

  •  الان شما در این جا نشستید و دارید به بنده نگاه می‌كنید من هم دارم به شما نگاه می‌كنم شما صحبتهای ما را دارید می‌شنوید و من هم یك مطالبی را دارم الان ارائه می‌دهم این ردّ و بدل شدن اطلاعات و مطالب این به چه كیفیت است؟ آیا الان از وجود من همین وجود ظاهری من چیزی كنده می‌شود و به وجود شما اضافه می‌شود و بالعكس من كه الان شما را در این جا احساس می‌كنم و این احساس هم یك احساس اعتباری نیست بلكه احساس شهودی و وجدانی است؛ یعنی صورت حكایی شما را احساس نمی‌كنم بلكه نفس الوجود شما را احساس می‌كنم كه در این جا هستید و هر كدام در یك رتبه خاص خودتان هستید و در سر جای خاص و معین نشستید با كیفیت و وضع و خصوصیات عارضی دیگر، این احساسی كه الان بنده در این جا دارم این احساس یك احساس شهودی و وجدانی و لمسی و قلبی و حضوری است كه به واسطه جسم این احساس حاصل نمی‌شود فقط جسمیت تنها هنری كه در این جا از آن برآمده است این است كه وسیله و آلت شده است برای این احساس، همین، كار دیگری از این جسمیت برنمی‌آید نامه‌ای را كه باید من فرض كنید كه به یك شخصی بدهم كه از مضمون این نامه مطلع شود هر چه كه هست در این نامه هست آن مهم است ولی این رساندن این نامه یا توسط خود من است كه بروم در منزل نامه را بدهم یا به شخصی بدهم كه این نامه را ببرد یا این كه از این كبوترهای نامه رسان بگیرم نامه را بدهم، كبوتر نقشی ندارد، فقط بر منقارش یا به پایش نامه را می‌بندد و می‌برد و می‌نشیند آن جا و نامه را می‌آیند برمی‌دارند در سابق كبوترهای نامه رسان بودند و از این شهر به آن شهر می‌رفتند و نامه را می‌بردند و بعد هم شخص آن نامه را می‌گرفت و یك نامه به پایش می‌بست و بعد هم برمی‌گشت همان جای اولش، كاری ندارد هنر دیگری ندارد نقش دیگری ندارد آن چه هست در این نامه است و مضمون نامه و مفهوم نامه خب آن چه كه الان این احساس شهودی برای من حاصل شده است آن احساس كه عبارت است از حسّ حضور عین خارج، این به واسطه چی پیدا شده؟ به واسطه تقابل یك جسم با جسم دیگر و در مرآ و منظر بودن آن جسم كه به واسطه این تقابل، آن جنبه معرفتی كه جنبه مجرد است و از مقوله وجود است آن جنبه تجردی برای انسان حاصل می‌شود و انسان حكم می‌كند كه این شخص در این جا حضور دارد آن شخص حضور ندارد، به این احساس می‌گویند علم و معرفت كه انسان به واسطه احساس، حكم به یك حضور جسم می‌كند، عینیت جسم می‌كند، تحقق خارجی جسم می‌كند، اینها به واسطه آن احساس پیدا می‌شود ارتباطی هم بین این و بین او نیست هیچ ربطی ندارد این در این جا نشسته او هم در آن جا و فرض كنید دو یا سه متر هم فاصله است ارتباطی در این جا وجود ندارد این احساس عبارت است از همان صورت ذهنیه كه از آن تعبیر به علم حضوری می‌شود، البته در این جا همان طوری كه عرض كردم آن نقش دارد در این مسئله خود به عنوان آلیت و به عنوان وساطت خود همان وجود خارجی در این جا نقش دارد.