اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۱۷

9
  •  یك خطاط وقتی كه دارد خط می‌نویسد آن وقتی كه دارد خط می‌نویسد فقط خطاط نیست آن وقتی كه درد نهار می‌خورد هم خطاط است آن وقتی كه دارد نماز می‌خواند هم خطاط است آن وقتی كه دارد می‌خوابد هم خطاط است در همه اوقات خطاط است منتهی ظهورش همان وقتی است كه می‌آید می‌نشیند و كاغذ و قلم دست می‌گیرد و آن مرتبه باطن خود را به ظهور درمی‌آورد باطن بوده همیشه بوده است و با او همیشه همراه بود و خواهد بود تا وقتی كه می‌خواهد بمیرد این مظاهری كه شما دارید مشاهده می‌كنید از اسماء و صفات اینها همه مترتب بر یك حیثیت است آن حیثیت حیثیت ذاتیه است آن ذات تا وقتی كه بوده متصف به علم بوده در حالی كه ما ذات را علت برای علم می‌دانیم نه معلول و نه مساوق آن كه مساوق است مرتبه حیات است آن مساوق است ولیكن علم و قدرت این طور نیستند این سه تا را از اسماء می‌دانند این طور نیست فقط همان حیات جنبه تساوی با ذات دارد ولی علم و قدرت نه؛ یعنی ذات علت برای حیات نیست ذات علت برای علم و قدرت هست ولی حیات تساوی است و حیات آن نفس الوجودی است و نفس الاستقراری است كه مترتب بر خود ذات است و تصور خود ذات مساوق لتصور حیات و تصور الحیات مساوق لتصور الذات ولی تصور علم مساوق با تصور ذات نیست.

  •  تا می‌گوییم فلانی عالم هست فلانی می‌شود مقدم بر علم، تا می‌گوییم فلانی قادر است پس ذات فلانی می‌شود مقدم گرچه آن ذات جدای از قدرت نیست ولی در مرتبه اعتبار آن ذات می‌شود مقدم بر مسئله قدرت اما مسئله حیات این طور نیست درست شد پس ما در قضیه علیت، این مسئله را باید توجه كنیم در علت نفس معلول در آن جا این گنجانده شده و در آن به اصطلاح قرار گرفته.