جلسه ۷۱۷
4بنده این اعتراض را دارم!! باید این را در پیشگاه عدل الهی مطرح كنیم كه ما اهل علم هستیم! اینها چه كاره هستند؟! یك مشت آدمهایی كه اینها فرض كنید كه عمامه ندارند اینها افراد عادی هستند این فضایل باید به ما برسد! ما مستحق این گونه فضایل هستیم! كه به مردم بگوییم و بازارمان را گرم كنیم و رونق بدهیم!! و ... ولی ظاهراً خدا میداند، گفت خدا خر را میشناخت كه به او شاخ نداد! حالا هم این قضیه و مسئله مكاشفات چیزی است كه واقعیت دارد وقتی امام علیه السلام می فرماید كه وقتی مؤمن از دنیا میرود ... امام كه حرف بیجا و بیهوده و لغو نمیزند حرف حساب میزند منتهی خب علی كل حال، این مسئله قابل ادراك برای هر كسی نیست.
این مسئله كه آن احساس به نحو عینی وجود دارد این یك مسئله غیر قابل تردید و غیر قابل تشكیك است؛ یعنی همان حالتی كه در وجود داریم، اگر قرار باشد ما در این مسئله شك كنیم، در آن خارجی هم باید شك كنیم، در آن حقایق لمسی و شهودی خارجی هم باید شك كنیم چون هر دو را یكی میبینیم یعنی كسی نمیتواند به ما بگوید نه آقا در مثلًا رویا و منامی كه میبینی اشتباه است خودت داری اشتباه میكنی اگر آن اشتباه است این هم اشتباه است تفاوتی در این مسئله نمیكند همان طوری كه الان وجود این اشیاء را من احساس میكنم همین طور بعضی از افراد و از دوستانی كه در بعضی از مجالس شركت میكنند مجالسی كه قبلا داشتیم شركت میكردند آنها میگفتند كه اصلًا وقتی كه شركت میكنیم انگار دو بار شركت كرده ایم یعنی مسئله برای ما تكراری است به عرض بنده رسیدید؟
خب چه حالتی باید شخص پیدا كند كه برای او تكراری باشد؟ یعنی عیناً، عیناً تكراری باشد تا آن احساس وجدانی نسبت به یك حقیقت خارجی برای او حاصل نشود خب تكراری نخواهد شد مشابه او خواهد شد و حكایت او خواهد كرد نه این كه نفس او و به همان وضعیت باشد البته این مطلب را هم باید در نظر داشت همان طوری كه عرض كردیم كه اصل قضیه و لمّ مطلب به این برمیگردد كه در آن جنبه علّی خود شیء بین علت و بین معلول امكان ندارد فاصله بیافتد.

