جلسه ۷۱۷
2اگر ما به این مسئله دقت كنیم آن وقت متوجه میشویم كه همان احساسی را كه ما در یك واقعه خارجی برای ما حاصل شده است و خود آن شیء را و خود آن واقعه خارجی را در وجود خود احساس میكنیم همین احساس در رؤیا و مناماتی است كه برای ما حاصل میشود عیناً همان است هیچ تفاوتی به اندازه سر سوزن ندارد عیناً همان است و همین احساس برای ما در مورد مكاشفاتی است كه این مكاشفات برای افراد پیدا میشود چه بسا افرادی را كه این دنیا رفتند آنها در زندگی خود احساس میكنند در زندگی خود آنها را میبینند احساس میكنند وجود ایشان را و این احساس باعث میشود آن وقت چون نمیتوانند تمیز بدهند بین عینیت خارجی و بین آن صورت ذهنیه میگویند فلانی الان این جا بود فلانی الان كه در این جا حضور دارد از این مسائل زیاد است از این قضایا خیلی زیاد است.
یك شخصی نقل میكرد كه شوهرش از دنیا رفته بود و خیلی ناراحت بود و مثلًا به واسطه رفتن او برای این هم از دنیا تقریباً سلب علاقه شده بود تعلقی احساس نمیكرد كه دیگر برایش در این دنیا بماند و خیلی پیش ما اظهار قلق و اضطراب میكرد، یك مدت گذشت یك روز من رفتم برای دیدن او و دیدم خیلی آرام است و آن چیزی كه قبلًا دیدیم از او مشاهده نكردیم و فلان، صحبت و اینها شد و من گفتم كه الحمدلله شما خیلی مثل این كه آرامش پیدا كردید و ناراحتی مرتفع شده، گفت خواست خدا است و ... و نخواست كه بگوید، بعد من خودم احساس كردم كه یك قضیه اتفاق افتاده، این با آن وضعیتی كه ما میدیدیم هیچ تناسبی ندشت، بالاخره خودش دیگر فاش كرد و مسئله را گفت كه همیشه در موقع نماز مغرب و عشا شوهرم در اینجا میآید و همراه با من نماز میخواند و من او را احساس میكنم و از شب من منتظر دیدنش هستم.

