جلسه ۷۱۷
11ولی صحبت بنده این است كه هستند افرادی كه اینها به واسطه بعضی از مراتب تجرد و حیازت مراتب كلیت یك همچنین مسائلی را مشاهده میكنند یك همچنین قضایایی كه یك حقیقت خارجیه به عنوان نفس ناطقه آن نفس ناطقه باعث استجماع همه افراد است در آن نفس ناطقه شما نمیتوانید بر آن نفس ناطقه اسم زید بگذارید یا اسم عمر بگذارید یا اسم دیگری بر آن بگذارید و ما در روایات هم در این مسئله مسائلی داریم فرض كنید كه در یك جا داریم كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میفرمودند: جبرائیل كه بر من نازل میشود به این صورت میآید و اینها، گاهی اوقات جبرائیل به صورت دحیه كلبی میآید و شخص در كنار پیغمبر مینشیند و با پیغمبر صحبت میكند و وحی را بر پیامبر القاء میكند و بعد میرود و افراد هم سوال میكنند كه این چه كسی بود كنار شما نشسته بود این همان دحیه بود میدیدند این جا در آن جایی است كه این صورت برای خود آن افراد هم این مسئله روشن شد البته این طور نبود كه همه ببینند بعضی میدیدند و بعضی نمیدیدند این خب برای آنها روشن میشد در بعضی از اوقات رسول خدا با همان صورت مقیده جبرائیل برخورد میكرد ملاقات میكرد و آن افاضه علم و اینها میشد و القاء وحی میشد در بعضی جاها داریم كه رسول خدا میفرمود: جبرائیل آن حیثیت وجودی خود را چنان منتشر كرد كه شرق و غرب عالم را گرفت و من او را نمیدیدم این چه جور میشود كه باشد؟ یعنی در عین این كه رسول خدا این احساس عنایت و ولایت و اشراف علمی جبرائیل را میكند كه تمام غرب و شرق عالم را گرفتند یعنی همه موجودات عالم وجود را كه آنها دارای علم و حیات و قدرت هستند تمام آنها را جبرائیل زیر پر خودش گرفت به طوری كه این شیشه كه الان در دست من است این دارای حصهای از مرتبه علم و حیات و قدرت است جبرائیل پرش این را گرفت.

