جلسه ۷۱۷
8همین طور آن علم عنائی نسبت به آن حقیقت خارجیه در تحت یك علم عنائی دیگری است كه آن علم عنائی علم كلی است نسبت به این صورت و نسبت به صورتهایی كه در این حقیقت نوعیه با هم شریك هستند اگر قرار باشد اجمال مخلّ علم كلی نسبت به حقایق خارجیه باشد علم عنائی نسبت به این حقیقت آن هم دارای اجمال است.
اشكالی كه در آن جا هست اشكال هم در این جا پیدا میشد در حالتی كه شما قائل به علم عنایی هستید و قبل از خلق اشیاء در این جا شما قائل به علم ربوبی هستید قبل از مقام تفصیل شما قائل به علم ربوبی هستید در مقام هوهویت شما قائل به علم ربوبی و علم عنائی هستید در آن جایی كه لا اسم و لا رسم هست باز در آن جا حقیقت علم آن وجود دارد حقیقت علمیه در آن جا وجود دارد نه این كه آن حقیقت علمیه با تصور مقام هوهویت از پروردگار منتفی میشود جدا میشود بعد دوباره خدا از یك جا درمیآید این علم را به خودش میچسباند میشود مقام واحدیت كه آن الله و استجماع جمیع مسائل و اینها در حین آن قضیه هوهویت و در عین آن مقام اجمال به اصطلاح آقایان در عین آن ما نمیتوانیم نفی كنیم و از خدا سلب كنیم سلب كردن و نفی كردن با التزام به اختلاف رتبه دو تا است بله، ما برای مقام هوهویت مرتبهای اعمق و ابطن و ارق نسبت به مراتب ظاهری معتقدیم كه آن قضیه هوهویت یك مرتبه اعلایی از مراتب ظهوری اسماء و صفات كلیه ذاتیه نسبت به این شكی نیست ولی صحبت در این است كه آیا در همان مرتبه هوهویت در آن مرتبه انتفاء وصف و اسم است یا اینكه در همان مرتبه تلازم اسم و وصف است همراه با آن ذات، كدام یك از این دو تا است؟! نمیتوانیم قائل به انتفاء بشویم و قائل به عزلت و بینویت بین اسماء و صفات و بین مرتبه اسماء بشویم اگر قائل بشویم پس از كجا آمد و تركب و امثال ذلك توالی فاسد خودش میآید مرتبه علیت به اصطلاح اولویت علت نسبت به معلول یك مرتبه عادی است و یك مسئله ظاهری است و قطعاً تا شخص نباشد تا ذات نباشد علمی نخواهد بود قطعاً تا ذاتی نباشد قدرتی نخواهد بود قطعاً تا ذاتی نباشد كتابت و خطاطی نخواهد بود باید قبل از همه اینها باید وجود ذات را در نظر گرفت و نسبت به او ولی صحبت در این است كی بوده ذات كه منعزل از اینها بوده صحبت در این است.

