اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۱۷

15
  •  وقتی حرّ می‌رود پیش امام حسین علیه‌السلام می رود، این است ولی خدا انگار نه انگار كه اصلا آمده جلویش را گرفته اصلًا و ابدا، اصلًا به ذهن امام حسین هم خطور نمی‌كند كه یك روزی آمد جلو را گرفت راه را برگرداند با امام همین است دیگر" اولئك یبدل الله سیئاتهم حسنات" همین است وقتی اراده امام تعلق بگیرد سیئه او تبدیل به حسنه می‌شود پاك می‌شود پاك پاك، می‌آید پیش امام خودش دارد از خجالت می‌میرد، اصلًا لابد با خودش فكر می‌كند نمی‌دانم ما نرویم خدای نكرده بیخود از پیش خودمان یك چیزی بگوییم لابد وقتی حرّ با آن كیفیت می‌رفت پیش امام حسین و كفشش را آن طور كرده بود می‌گفت اصلًا من را راه نمی‌دهند حضرت ابالفضل با آن شمشیرش قبل از آن من را دو نصف می‌كند كه فلان فلان شده تو همه كارها را كردی و حالا انگار نه انگار تشریف آوردی نه بفرمایید یك گوسفند هم برای شما قربانی كنیم چكار كنیم قبلًا خبر می‌دادید این جا طاق نصرت می‌بستیم ولی وقتی كه می‌رود پیش امام حسین، نه، شما چكار كردی؟ مسئله‌ای نیست چه بوده، شما تشریف بفرمایید ا یا ابن رسول الله من این كار را كردم، نه، تو، كی كردی؟ كی یك همچنین چیزی انجام دادی؟ یعنی واقعاً حضرت به او می‌گوید تو كی كردی؟ امام حسین اصلًا نمی‌بیند در نفس خود كه این حرّ یك روزی این كار را كرده، چرا؟ چون الان حرّ برگشته این وجود جدید! در این جا احساس می‌شود و ملموس می‌شود دقت كنید وجود جدید و حضور جدید و نفس ناطقه جدید، این حرّ غیر از آن حر است! این فرق می‌كند الان این حرّ نه آب را سد كرده نه با لشگر آمده نه ... چون برگشته وقتی برگردد و یوم ولدته امه داریم در مورد كسانی كه گناه می‌كنند و این دیگر خیلی جای بحث و صحبت است لذا این وقتی یك مسئله‌ای است كه اتفاقاً به راه انسان هم كمك می‌كند كه انسان بخواهد یك ورزش ذهنی و ورزش نفسی كند كه اصلًا به طور كلی همیشه با وجود فعلی افراد بخواهد برخورد كند! نه با وجود سابقی آنها و قبلی آنها مگر این كه یك چیزی یك ریگی به كفشش باشد. خب آن جا دیگر مسئله جور دیگر است.