اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق کیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در کلام حکما پرداخته و تفاوت میان صورت‌های مثالی و ماهیات کلیه را تشریح می‌کنند. ایشان با تأکید بر لزوم غور در مسئله علیت، توضیح می‌دهند که چگونه صورت‌های ملکوتی و حقایق خارجیه با یکدیگر پیوند دارند و چرا این حقایق، برخلاف تصورات ذهنی، از سنخ وجود خارجی هستند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های شهودی و روایی، به تبیین نحوه ادراک این حقایق در مکاشفات و رؤیاها پرداخته و نسبت میان اراده الهی و ظهور اسماء و صفات را بررسی می‌کنند. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که چگونه اولیاء الهی با عبور از مراتب ظاهری، به حقیقتِ ثابت و واحدِ اشیاء دست می‌یابند و این نگاه توحیدی، چگونه می‌تواند در اصلاح برخوردهای انسانی و درک صحیح از واقعیت‌های عالم هستی راهگشا باشد.

تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق کیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در کلام حکما پرداخته و تفاوت میان صورت‌های مثالی و ماهیات کلیه را تشریح می‌کنند. ایشان با تأکید بر لزوم غور در مسئله علیت، توضیح می‌دهند که چگونه صورت‌های ملکوتی و حقایق خارجیه با یکدیگر پیوند دارند و چرا این حقایق، برخلاف تصورات ذهنی، از سنخ وجود خارجی هستند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های شهودی و روایی، به تبیین نحوه ادراک این حقایق در مکاشفات و رؤیاها پرداخته و نسبت میان اراده الهی و ظهور اسماء و صفات را بررسی می‌کنند. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که چگونه اولیاء الهی با عبور از مراتب ظاهری، به حقیقتِ ثابت و واحدِ اشیاء دست می‌یابند و این نگاه توحیدی، چگونه می‌تواند در اصلاح برخوردهای انسانی و درک صحیح از واقعیت‌های عالم هستی راهگشا باشد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی

14
  • استاد: فرق نمى‌کند، اینها همه ارادۀ رسول خدا است نه‌اینکه نباشد منتها این اراده در مراتب مختلف باطنى است که حتماً لازم نیست که این اراده به مرتبۀ نفس بیاید، ممکن است این اراده از مرتبۀ عمیق‌تر از نفس سرچشمه بگیرد و خود انسان از این قضیه‌ای که براى او حاصل شود مبتهج شود اینها اراده‌های خیلى باطنى است که عمیق‌تر از اراده‌‌هایی است که ما مى‌کنیم، اراده‌اى که ما مى‌کنیم [این‌طور است که] صورت مثالیه در نفس و قلب مى‌آید و اختیار ما بر آن صورت مثالیه تعلق مى‌گیرد ولى آن اراده قبل از حضور صورت مثالى است، در آنجا مسئلۀ اراده پیدا مى‌شود و چون ما نسبت به این مسائل اطلاع نداریم طبعاً یک هم‌چنین مسئله‌ای را منتفى مى‌دانیم و تصور مى‌کنیم که باید همۀ صور و مفاهیم در ذهن بیاید و در نفس جا پیدا کند و بعد حالا نفس بیاید اینها را در کنار هم بچیند و فرض کنید تصورات و موضوعات و محمولاتى را قرار بدهد و بین آنها ربط ایجاد کند و بعد حکم و تصدیق به آنها کند و بعد براساس آن تصدیق ترتیب اثر خارجى بدهد. اینها مراتبى است که ما انجام مى‌دهیم ولکن قبل از آنها هم مراتبى از اراده هست که آن اراده‌ها کیفیت حضور مفاهیم را تعیین مى‌کنند! اینجا خیلى عجیب است که قبل از اینکه یک مفهوم در ذهن بیاید، آن اراده مى‌آید و اراده مى‌کند که اصلاً چه مفهومى در ذهن بیاید!

  • منظور از روایت «إذا شاءُوا عُلموا»

  • وقتى مى‌گوییم امام علیه‌السّلام «إذا شاءوا عُلموا»1 منظور این ارادۀ اوست نه ارادۀ بعد از حضور ذهنی! بعد از حضور ذهنى که آمده است و دیگر «إذا شاءوا عُلموا» مفهوم ندارد! ارادۀ قبل از تعلق مفهومى و حضور ذهنى و قبل از تصور ذهنى و تصدیقات ذهنیه است، آن ارادۀ قلبیه است که امام اراده مى‌کند و این مفهوم را در ذهن نمى‌آورد و وقتى مى‌گوید: نمى‌دانم، راست مى‌گوید که نمى‌داند. اصلاً در ذهنش نمى‌آورد! دیده‌اید وقتى که یک قضیه و واقعۀ تلخى براى بعضى از افراد اتفاق افتاده است که تکرارش دائماً آنها را به‌هم مى‌ریزد و تا مى‌خواهید بگویید، مى‌گوید: «آقا اصلاً نگو نگو نمى‌خواهم به ذهنم بیاورم»؟! الآن اینکه مى‌گوید: نگو نگو، هنوز به ذهنش نیامده است و اگر به ذهن بیاید دیگر نمى‌گوید: نگو، می‌گوید که خب بگو چون دیگر در ذهنم آمده است؛ مى‌خواهى بگو و مى‌خواهى نگو، بالأخره این دیگر برای من یادآوری شد. نه! فقط آن را در صندوقچۀ ذهن ـ منظور از ذهن همان حضور ذهنى است ـ و در ذاکرۀ خودش نگه داشته و روى آن‌هم یک پوششى انداخته است و نمى‌خواهد درِ صندوق را باز کند، شما تا مى‌خواهید درِ صندوق را باز کنید مى‌گوید: نه انجام نده، اصلاً نمى‌خواهم این به‌دست بیاید.

    1. . الکافی، ج 1، بابُ أنَّ الأئِمَّةَ علیهم‌السّلام إذا شاءوا أن یَعلَموا عُلِّموا، ص 258.
/ 0