
تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی
بررسی نسبت میان حقایق ملکوتی و اعیان خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق کیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در کلام حکما پرداخته و تفاوت میان صورتهای مثالی و ماهیات کلیه را تشریح میکنند. ایشان با تأکید بر لزوم غور در مسئله علیت، توضیح میدهند که چگونه صورتهای ملکوتی و حقایق خارجیه با یکدیگر پیوند دارند و چرا این حقایق، برخلاف تصورات ذهنی، از سنخ وجود خارجی هستند. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای شهودی و روایی، به تبیین نحوه ادراک این حقایق در مکاشفات و رؤیاها پرداخته و نسبت میان اراده الهی و ظهور اسماء و صفات را بررسی میکنند. این بحث در نهایت به این نتیجه میرسد که چگونه اولیاء الهی با عبور از مراتب ظاهری، به حقیقتِ ثابت و واحدِ اشیاء دست مییابند و این نگاه توحیدی، چگونه میتواند در اصلاح برخوردهای انسانی و درک صحیح از واقعیتهای عالم هستی راهگشا باشد.
تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی
6مفهوم نداشتن اجمال در مقام عینیت خارجی
شما وقتى که یک تخم سیب را مىگیرید و مىگویید: بالإجمال این یک درخت سیب است، شما در اینجا دارید یک شجرۀ سیب و تفّاح درنظر مىگیرید والاّ این خود تخم است و چیز دیگرى نیست. بله! استعداد و قابلیت دارد که تبدیل بشود و حال که نشده است، وقتى که نشده چرا شما اجمال مىگویید؟! ما اجمال نداریم! اجمال یعنى ابهام، اجمال یعنى عدم الوجود، اجمال یعنى عدم التفصیل، اجمال یعنى عدم التوضیح و اجمال یعنى عدم التبیین، این معناى اجمال است و این اجمال در مقام مفهوم معنا دارد نه در مقام عینیت خارجی! درحالیکه بحث ما از مسئلۀ علیت و معلولیت، تعیّن خارجى است یعنى علت خارجى مثالی، علت خارجى ملکوتی، علت خارجى لاهوتی و علت خارجى علم عنائی که نفس علم عنائى علت خارجى براى خلق اشیاء است، این علت خارجى علت براى معلول خارجی است، پس معلول آن کجاست که ما نمیبینیم؟! ما نمىبینیم خب نبینیم، ما آنطرف دیوار را هم نمىبینیم! ما اتاق پشت سر را هم نمىبینیم! ما آن کسی که در خیابان هست را هم نمىبینیم! اینکه ما نمىبینیم یعنى نیست؟! همانطوریکه براى دیدن این اتاق کنارى باید از این در خارج شویم و وارد در آن اتاق شویم و براى دیدن افرادى که در خیابان حرکت مىکنند چارهاى نداریم جز اینکه بدن را کمی تکان بدهیم و اینقدر آنجا ننشینیم و برویم و این راه را طی کنیم و برویم و ببینیم، همینطور براى مشاهده و احساس عینىِ آن معلول خارجى هم باید خودمان را تکان بدهیم. آن تکان دادن، تکان دادن بدن نیست بلکه تکان دادن روح و نفس است و تجرد است! وقتى شما تکان دادى آنوقت مىفهمى معلول هست، پس همه چیز هست.
امر ثابت بودن تمام اتفاقات عالم
همۀ آنچه که در این عالم اتفاق افتاده و مىافتد یک امر ثابت است!
