اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی

بررسی نسبت میان حقایق ملکوتی و اعیان خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق کیفیت تبیین و تفسیر مُثُل افلاطونی در کلام حکما پرداخته و تفاوت میان صورت‌های مثالی و ماهیات کلیه را تشریح می‌کنند. ایشان با تأکید بر لزوم غور در مسئله علیت، توضیح می‌دهند که چگونه صورت‌های ملکوتی و حقایق خارجیه با یکدیگر پیوند دارند و چرا این حقایق، برخلاف تصورات ذهنی، از سنخ وجود خارجی هستند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های شهودی و روایی، به تبیین نحوه ادراک این حقایق در مکاشفات و رؤیاها پرداخته و نسبت میان اراده الهی و ظهور اسماء و صفات را بررسی می‌کنند. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که چگونه اولیاء الهی با عبور از مراتب ظاهری، به حقیقتِ ثابت و واحدِ اشیاء دست می‌یابند و این نگاه توحیدی، چگونه می‌تواند در اصلاح برخوردهای انسانی و درک صحیح از واقعیت‌های عالم هستی راهگشا باشد.

تبیین حقیقت مُثُل افلاطونی در فلسفه اسلامی

5
  • حالا این قضیه و مسئلۀ مکاشفات چیزى است که واقعیت دارد. وقتى امام علیه‌السّلام مى‌فرمایند که وقتى مؤمن از دنیا مى‌رود این‌طور است، امام که حرف بیجا و بیهوده و لغو نمى‌زند، حرف حساب مى‌زند! منتها علیٰ‌کلّ‌حال این مسئله براى هر کسى قابل ادراک نیست.

  • این مسئله که آن احساس به‌نحو عینى وجود دارد یک مسئلۀ غیر قابل تردید و غیر قابل تشکیک است یعنى همان حالتى را که ما در وجودِ ...، اگر قرار باشد که ما در این مسئله شک کنیم، باید در آن خارجى هم شک کنیم؛ در آن حقائق لمسى و شهودى خارجى هم باید شک کنیم چون هردو را یکى مى‌بینیم یعنى کسى نمى‌تواند به ما بگوید که مثلاً رؤیا و منامى که مى‌بینید اشتباه است، خودت دارى اشتباه مى‌کنى اگر آن اشتباه است این‌هم اشتباه است و این مسئله تفاوتى نمى‌کند. همان‌طوری‌که الآن وجود این اشیاء را احساس مى‌کنم [همین‌طور رؤیا و منام را احساس می‌کنم].

  • بعضى از افراد از دوستانى که در بعضى از مجالسی که قبلاً داشتیم شرکت مى‌کردند مى‌گفتند که اصلاً وقتى که شرکت مى‌کنیم انگار دو بار شرکت کرده‌ایم یعنى مسئله براى ما تکرارى است! به عرض بنده رسیدید؟! خب شخص باید چه حالتى پیدا کند که براى او عیناً تکرارى باشد؟! تا آن احساس وجدانى نسبت به یک حقیقت خارجى براى او حاصل نشود، خب تکرارى نخواهد شد و مشابه او خواهد شد و از او حکایت خواهد کرد نه‌اینکه نفس او به همان وضعیت باشد. البته خب این مطلب را هم باید درنظر داشت که ـ همان‌طوری‌که عرض کردیم ـ اصل قضیه و لمّ مطلب به این برمى‌گردد که در آن جنبۀ علّى خود شی‌ء، بین علت و معلول امکان ندارد فاصله بیفتد.

  • حصول گره بسیارى از مشکلات فلسفى به‌واسطۀ غور در مسئلۀ علیت

  • ما باید به مسئلۀ علیت خیلى توجه کنیم و خیلى روى آن کار کنیم و خیلى در آن تأمل کنیم! گره بسیارى از مشکلات فلسفى به‌واسطۀ غور در مسئلۀ علیت براى ما حاصل مى‌شود! وقتى که مى‌گوییم: صورت مثالى، علت وجود خارجى است، همین‌طوری لقلقۀ لسان نیست بلکه پشت این مفهوم و عبارت چه چیزى نهفته است؟ اگر صورت ملکوتى، علت است پس چرا معلولش نیست؟! دائماً فقط شما می‌گویید که در مقام اجمال است، اجمال چیست؟! اجمال نداریم! اجمال یعنى عدم وجود.