جلسه ۷۱۶
1اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فی تحقیق الصور و المثل الافلاطونیه:
مقدمات بحث
دیروز تقریبا میشود گفت كه مقدمه راجع به مبحث مثل را عرض كردیم و این كه در مسئله مثل، آن چه كه مورد نظر است تحقق یك حقیقت خارجیه نه یك ماهیت عقلیه و مجرده از عوارض وجود، یك حقیقت خارجیه وجودیه هست غیر از این وجودات خارجیه مادیه، كه آن حقیقت و واقعیت خارجیه مجرده به عنوان اصل و سبب و آن صورت حقیقیه اصلیه وجودات خارجیه آن ترسیم میشود در علم اله كه علم عنایی باشد در مقام اجمال پیش از مقام تفصیل.
این مسئله با آن چه كه صورت مثالی اجسام خارجی آن صورت مثالی در عالم مثال واقع هستند و هر شیئی چه كه جماد، نبات و غیر اینها از اقسام موجودات، یك صورت مثالی دارد در عالم مثال متفاوت است؛ در صورت مثالی صورت، صورت معدّه و جزئیه است و زید ارتباطی به عمر ندارد عمر ارتباطی به خالد ندارد و هر كدام از اینها برای خودشان یك صورت مثالی دارند كه همان صورت مثالی را انسان ادراك میكند و آن صورت را در منامات مشاهده میكند و یا در بعضی از مراتب كشف، آن صورت مثالی برای انسان مجسم میشود، چون به خود نفس صورت مادی علم تعلق نمیگیرد زیرا علم از مقوله جوهر مجرد است و ماده جوهر مجرد نیست و قابل انتقال نیست و آن نمیتواند منشأ برای علم باشد؛ بله ماده، از علل معدّه برای علم است ولی خود او نمیتواند علیت تامّه در منشأیت علم و صور ذهنی باشد و این صورت مثالی را كه شما میبینید این صورت مثالی، وجود خارجی دارد، وجود خارجی منظور نه وجود در خارج است، در خارج یعنی در عین خارج بلكه وجود خارجی به معنای وجود مثالی است؛ البته، اگر چشم ما باز شود و قدرت اتصال به مثال در ما تقویت شود دیگر فرقی بین وجود خارجی و وجود مثالی در آن جا نداریم؛ یعنی همان طوری كه فرض كنید كه یك نفر الان در این جا نشسته و ما با تجرید عقلی میآییم بین بدن و روح او فاصله میاندازیم و تفرقه به وجود میآوریم و میگوییم چشم ما الان از آن جایی كه به نفس نمیتواند تعلق پیدا كند، به بدن تعلق میگیرد به همین جسم تعلق میگیرد.

