جلسه ۷۱۶
4بنده گرفتم نشستم در منزل با مرحوم آقا رضوان الله علیه، ایشان به بنده فرمودند: الان فلان كس میآید در این جا و در میزند و دارد سیگار میكشد و خیال میكند كه ما نمیبینیم كه دارد سیگار میكشد و میآید دست ما را هم میبوسد و میگوید هر چه امر بفرمایید اطاعت میكنیم، كه بعد از دو دقیقه من دیدم در خانه به صدا درآمد، فلان آقا تشریف آوردند و گفتند آقا هستند؟ گفتم بله بفرمایید! بفرمایید! تشریف دارند در این جا ... این كه الان دارد میگوید فلانی دارد می آید این جا و دارد سیگار میكشد دم دهانش، البته خب ایشان این حرف را هر جایی نمیزدند، خیلی ایشان اهل رعایت و این مسائل بودند، چه چیز را دارند میبینند؟ خودم میبینم فقط این دیوار این وسط است بنده نمیبینم او دارد میبیند؟ این دیوار این وسط است دیوار كه مانع نیست، برای من مانع است چرا؟ چون ادراك حسی من منوط به چیست منوط به این قوانین فیزیكی است، بنده هنوز به متافیزیك نرسیدیم تا این كه این دیوار به عنوان حائلیت از میان برداشته شود حائل دیگر نباشد ولی آن كسی كه این پرده از جلوی چشمان او كنار رفته، آن دیگر همان نفس احساسی را كه وقتی زنگ میزند بنده در را باز میكنم چه جور برای من احساس و ارتباط به وجود خارجی حاصل میشود همان نفس احساس برای این است؛ اصلا بدون كمترین، همین طور با آرامش میگوید فلانی دارد میآید این جا سیگار هم میكشد، كسی كه سرش پایین است و حتی دم در را هم نگاه نمیكند چطور این مسئله را شما الان دارید مطرح میكنی این به خاطر همین است كه نفس صورت مثالی در این جا با عینیت خارجی اتحاد دارد، آن اتحاد را او حس میكند من حس نمیكنم این است و الا فرق نمیكند حالا كه قرار بر این است كه این اتحاد بین صورت مثالی كه اصل و اساس برای صورت مادی و برای وجود خارجی مادی است، در همان ظرف زمان برای بعضی از افراد به واسطه حائل بودن حائل، همان صورت مثالی معدوم میباشد و برای بعضی دیگر این صورت مثالی نتواند آن حائل جلوی او را بگیرد، خب این قضیه را شما به آینده تسری بدهید چه تفاوتی كرد هر دو كه یكی شد ببینید این جا ما آمدیم چكار كردیم؟ ما در این جا علم غیب نسبت به آینده با علم غیب نسبت به حاضر را یكی كردیم، با هم قاطی كردیم و هر دو را با هم كوبیدیم و له كردیم و فرض كنید كه یك واحد و یك حقیقت از او؛ اگر غیب غیب است چه نسبت به آینده چه نسبت به الان هر دو غیبت است و هر دو قابل ادراك نیست. اگر آن چه را كه در شرایط فعلی و با وجود فعلی الان قابل ادراك است برای شخص مطلع بر غیب نسبت به آینده هم همین است، چرا؟ چون در هر دو قضیه، ذهن از قوانین ماده و فیزیكی فراتر رفته و به متافیزیك رسیده، چه این كه الان پشت این دیوار ببیند چه در این موقعیت كه ساعت هشت و چند دقیقه است، چه این كه فردا ببیند در این جا چه اتفاق میافتد هر دو یكی است و هر دو در این جا یك احساس دارد، لذا ما میبینیم كه وقتی بزرگان صحبت میكنند نسبت به مسائل آینده، دارند میبینیند اصلا دارند میبیند، كأنّ با چشمشان دارند میبینند و با چی دارند میشنوند!

