جلسه ۷۱۶
2پس بنابراین، آن چه را كه در منامات یا در مشاهدات برای انسان حاصل میشود با آن چه را كه الان از نظر فیزیكی در مرآ و مسمع ما هست متفاوت میباشد. این برای كسانی است كه خب طبعا به این مسئله خوب نتوانستند برسند؛ یعنی به طور كلی همه افراد قبل از این كه به آن مرتبه اتصال مثالی برسند یك همچینن موقعیتی دارند و یك همچنین انفصالی را قائل هستند بین آن صورت مثالی و بین همین صورت مادی، وقتی كه انسان یك قدری تقویت پیدا كند از نقطه نظر نفس اتصال و ازنقطه نظر ارتباط آن موقع آن صورت مثالی را در همین بدن به عنوان یك واحد میبیند و احساس میكند، دیگر دو چیز نیست؛ مثلا فرض كنید: كه امام علیه السلام وقتی كه از یك واقعه خبر میدهد، فرض كنید كه در پشت این مدرسه در خیابان چه قضیه اتفاق میافتد، نه این كه فرض كنید كه ذهن او از مدرسه بیرون برود و یك خبری بدهد كه یك نقشی، یك صورتی، یك فیلمی به اصطلاح صورت متحركهای در خیابان است و حركت میكند نخیر، همان وجود خارجی را با همین چشم میبیند؛ یعنی چشم او از این به اصطلاح محیط فراتر میرود و با همین چشم او را میبیند او را مشاهده میكند. و حتی چشم را هم ببندد، باز مانند دیدن چشم او را مشاهده میكند یك واحد در این جا بیشتر وجود ندارد و همان التفات نفس به آن صورت مثالی كه آن صورت مثالی در همان وجود خارجی در این جا مجسم است.
لذا تمام این بحث را البته قبلا كردیم و باز قول دادیم كه در جای خودش، كه در بحث نفس كه البته در مجلدات بعدی جلد ششم و اینها هست كه در بحث نفس است آن جا باز دوباره ما برمیگردیم و وقتی كه در آن جا این مسائل بحث بشود، دیگر مطالب خیلی بسیط مینماید، خیلی سهل و روان خود را نشان میدهد، الان یك قدری با اذهان غریب است و شاید یك قدری استبعادی داشته باشد این مسئله، آن وقت شما در این جا نگاه كنید! مطالبی كه راجع به بزرگان میبینید، راجع به ائمه میبینید، این اخبار غیبی آنها را میبینید، پیغمبر فرض كنید كه به كعبه تكیه دادند به سلمان میفرماید: همان علائم آخرالزمان و اخبار الساعه دارند میگویند میبینم این كه حضرت دارد میگوید میبینم كاسیات عاریات، زنها در عین این كه لباس پوشیدهاند در عین حال عریان هستند، این كه حضرت دارد میگوید میبینم، این نه این كه ذهنم رفته و فرض كنید كه به عالم مثال و آن صورت مثالی را كه الان در عالم مثال وجود دارد آن صورت مثالی، صورت مجردهای كه به او كون و فساد تعلق نمیگیرد، این ابدان و ماده است كه یك روز هست و یك روز نیست، حتی بدن ما الان چند تا چی چی عوض كرده. این صورت مثالی كه فرض كنید كه در آن مثال هست، این صورت مثالی، ذهن به آن جا میرود نه، حضرت میگوید من الان دارم میبینم همان طور كه شما را دارم میبینم، سلمان تو این جا هستی، عمار تو این جا هستی، حذیفه تو این جا هستی، یا علی تو در آن جا نشستی، این كه دارم میبینیم چشم بندی كه نیست یك مسئله ظاهر است. حضرت میگویم الان همان طور كه دارم شما را میبینم و جایگاه هر كدامتان برای ما مشخص است، همین طور من دارم این وضعیت و این موقعیت را میبینم احساس دارم میكنم منتهی خب شما نمیبیند، شما نیاز به زمان و گذشت زمان دارید آیا در آن زمان باشید یا نباشید برسید از نقطه نظر ظرف زمان به آن جا، ولی من میبینم.

