جلسه ۷۱۶
12شما این نوره بالحكمة و تمام كار رسول خدا را بیاور تمام استنباط شما عوض میشود تمام اصول فقهی شما عوض میشود تمام مبانی شما تغییر پیدا میكند؛ اصلا عین این بیل مكانیكی میآید دیدید كه مثل لودر تمام زمین فكری شما شخم زده میشود و فرد دیگری خواهید شد، عجب ما تا به حال حرف و شعار بودیم، در هوا بودیم فلان بودیم و به ما میگفتند این طور باشید، باید این طور باشید صدایتان درنیاید، اصلا فهم را بگذارید كنار، بزنید دهنه به چشم و گوش و همه، در حالی كه اصلا این جور نیست مكتب ما این طور نیست اسلام ما پیغمبر ما این طور نگفته ائمه این طور نگفتند آنها این طور این حرفها را نزدند آن وقت مسئله خیلی تغییر پیدا میكند خلاصه این مطالب را ائمه از سر وقت زیادی نگفتند به ما وقتشان زیاد نبوده كه از سر فرض كنید كه همین فراغت و اینها بیایند، امام آمده و این جملات را یك به یك گفته، امام آمده نه تنها گفته نوشته حضرت این مسئله را نوشته این كار را باید انجام بدهید آن كار را باید بكنید
نتیجه آن میشود كه شما نگاه میكنید میبینید كه در هزاران هزار یك آدم بافهم پیدا نمیشود یكی كه بفهمد پیدا نمیشود، هزارها نفر روز قبل می آیند به پیغمبرشان اقتدا میكنند با آن حال فردا كه میشود چهار نفر دور علی میمانند، سه تا، اینها با فهم بودند اینها بودند برویم ببینید سقیفه چه خبر است، زهرمار و چه خبر است، آبگوشت میدهند شله زرد میدهند برویم ببینیم چه خبر است چی چی چه خبر است پیغمبر فوت كرده وصیت كرده جانشین هم گذاشته دیگر چه مرگت است كه داری میروی ثقیفه؟ پس معلوم است اصلا فهمی وجود نداشته این مدت، خبری نبوده، تمام نمازهای جماعت همه كشك بوده همه یا رسول الله همه كشك بوده اینها نبودند كه گریه كردند؟ وقتی كه پیغمبر گفت بروید آن عصا را بیاورید كه چیز بكنید آن شخص، مگر نبودند گریه كردند الاغها كجا رفتید پس؟ همه آن گریهها كشك است همه آن خندهها كشك است همه آن سجادهها كشك كشك است مثل این كه خیلی این كشك موارد دارد بزنید كشك تا آخر سه یا چهار تا وسط این یك خرده یك چیزی داشتند چهار تا فقط به این چشم نگاه نمیكردند یك خرده این سلولهای خاكستریشان را به كار میانداختند سه یا چهار تا، واقعا چیزهایی كه داریم مشاهده میكنیم فقط جز این كه سرمان را تكان بدهیم هیچی.

