اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۱۶

11
  •  حضرت در این موقعیت تصرف تكوینی نمی‌كند و ماهیت آن شخص را برگرداند و منقلب كند به یك ماهیت معصومه نخیر آن ماهیت در همان وعاء خودش و در همان ظرفیت خودش وجود دارد در همان ادراك خودش هست، در همان وضعیت، حتی مالك اشتر، وقتی كه حضرت مالك اشتر را می‌فرستد برای چیز همین قانون است، اگر آمد در یك جا دید مالك دارد اشتباه می‌كند باید بگویی آقای مالك آیا وقتی كه علی تو را فرستاد برای مصر به ما گفت كه اطاعت مطلق كنیم بسیار خب چشم اگر گفت بیانداز پایین باید خودت را بیاندازی پایین دیگر حرفی ندرایم ولی اگر علی نگفت گفت كه مالك از مالك بالاتر كه نداریم مالك دیگر چه مقامی‌داشته، همین مالك وقتی كه می آید و فرمانده می‌شود قدمش روی چشم روی سر ما خاك پایش را به چشممان می‌كشیم ولی اگر در یك جا دیدیم كاری كه انجام می‌دهد با آن كه از علی دیدیم دارد یك مقداری تفاوت می‌كند سلام علیكم جناب مالك مخلصت هستیم، حالت خوب است بیا یك چایی با هم بخوریم این قضیه كه شما داری انجام می‌دهی آیا روی آن فكر كردی؟ می‌گوید بله فكر كردم، می‌گویی خب این بهتر است می‌گوید ا آره راست می‌گویی چرا می‌گوید راست می‌گویی؟ چون صادق، است صاف، است شیله پیله ندارد، كلك ندارد او دنبال مولایش است وقتی می‌بیند یك پیشنهاد بهتر شد با روی باز می‌پذیرد دو تا ماچ هم از آدم می‌كند، حالا آدم برود این حرف را به یكی دیگر بزند، بله، داری به من نصحیت می‌كنی؟ من را داری فلان می‌كنی من مقام فلانم من كی هستم؛ من كی هستم، غلط كردی! برو پی كارت فلانت می‌كنم ای بابا چی شد بابا گفتیم آقا این بهتر است دیگر سرت را كه نبردیم، چی شد قضیه چیست در آن كلك است، در این كلك است در این نفس است، در این انانیت است در این شیطان است ولی وقتی كه آمدند به آدم گفتند بهتر است كار شما این طور باشد، آدم نگاه می‌كند خب بله، بهتر است خب می‌پذیرد، آن دیگر چیز ندارد بالا و پایین ندارد ملق زدن ندارد سقف را خراب كردن ندارد. همین مسئله شما ببینید همین كلام رسول خدا نوره بالحكمة است؛ یعنی من رسول خدا دارم حكمت به شما تعلیم می‌دهم، من رسول خدا دارم جایگاه افراد را برای شما دارم تعیین می‌كنم جایگاه این، جایگاه پرسش است نه اطاعت مطلق، ولی جایگاه علی اطاعت مطلق است این می‌شود حكمت؛ حالا اگر ما بیاییم این دو تا را جای هم بگذاریم بگوییم این نماینده علی است پس اطاعت كنیم، نه این نمی‌شود این نشد، چون نماینده علی است پس اطاعت مطلق، نه این قابل قبول نیست چرا؟ میزان علی است، چون میزان علی است باید آمد گفت، اگر به او بگویی در عین حال گفت بله شما این مطلب را می‌گویید ولی من از علی دستور دارم این كار را بكنم، بله، چشم باید پذیرفت، چون صادق است، صادق است دیگر می‌گوید بله من این را می‌دانم ولیكن من از مولای خودم از مرجع خودم دستور به این كار دارم مطلب شما را هم می‌دانم می‌گوییم: بسیار خب مطلب را گفتیم هر چه هست پای خود علی ما دیگر به این مسئله اعتراض نداریم.