جلسه ۷۱۶
3پس بنابراین این قضیه میبینم، این مسئله چه قضیهای هست؟ آیا واقعا صورت مثالی را حضرت دارد میبیند یا این وجود خارجی را دارد میبیند؟ این صورت مثالی و این وجود خارجی، هر دو با هم عینیت دارند و هر دو با هم اتحاد دارند كه البته همان طوری كه عرض كردم ادراك این مسئله یك قدری مشكل است؛ زیرا ما الان در ظرف زمان هستیم و محكوم به قانون زمان كه همان تدریجی الحصول است، و از یك ثانیه بعد خبر نداریم و یك ثانیه قبل هم برای ما مشاهد نیست ما فقط در حال هستیم، ولی برای آن كسی كه این حالت و این تقرب حاصل بشود آن حسّی را كه در حال برای او حاصل میشود آن حسّ، توسعه پیدا میكند به آینده و به گذشته؛ یعنی در هر دو این قضیه وجود دارد. همان طوری كه در علم ربوبی چطور این حسّ وجود دارد؛ یعنی در علم ربوبی این حسّ به عنوان احساسی كه الان پروردگار دارد حالا ما روی خدا یك احساس هم بگذاریم، این احساسی كه پروردگار الان دارد نسبت به مظاهر خود، خب این كه فرض كنید كه ازلًا بوده و ابداً هم خواهد بود پس این مسئله وجود دارد، پس نمیشود در یك برهه ما وجود حضرت حق را معّرا و منعزل از مظاهر بخواهیم بیابیم كه وجود حضرت حق در وعاء خودش هست ولكن مظاهر نیست، مظاهر نیست پس از كجا میآید، وقتی مظاهر نیست این نبود چطور این مظاهر الان به ظهور خارجی خودش و آن احساس خارجی خودش در وجود حضرت حق نیست و فاقد است وجود حضرت حق، نفس احساس التی نحن نحسه علی جوانبنا و فی مستقبلنا، آن احساسی را كه ما داریم و همان احساس نفس الوجودی است كه آن نفس الوجود برای ما قابل احساس هست، آن نفس الوجود این به عینه و قویتر به نحو علّی در آن ذات باری وجود دارد. آن وقت این احساس برای كسی كه به همان مرتبه تجرد هم برسد در این جاحاصل میشود پس این كه بزرگان میگویند برای اولیاء خدا زمان نقشی ندارد اثری ندارد این در این جا چیست؟ این همین قضیه است.

