جلسه ۷۱۶
10قریب به یقین باشد چه قدر واقعا این مسائل در مبانی ما میتواند تأثیر بگذارد، در استنباط ما، در احكام و تكالیف ما، در قواعد فقهی ما چقدر میتواند تأثیر واقعا داشته باشد، پیغمبر میفرستادند لشگر را برای همان به اصطلاح سریه ها، غزوات را كه خودشان شركت میكردند فرمانده انتخاب میكردند، فرمانده كسی است كه: از میان افراد زبدهتر است دیگر زبدهتر است كی انتخاب كرده؟ اول شخص عالم، ببیند نوره بالحكمة یعنی این یعنی این، اول شخص عالم از رسول خدا بالاتر چه كسی را سراغ داریم؟ رسول خدا، بنده میآیم یك كسی را نماینده میكنم برای شخصی طرف خیال میكند كه دیگر حالا كلام او از وحی جبرئیل بالاتر است، شخص رسول خدا آمده این فرد را فرمانده كرده، درست است دیگر بالاتر از پیغمبر؟ وقتی كه دارند حركت میكنند رو میكنند به آن افراد، میگوئید: خیال نكنید من انتخابش كردم كار دیگر تمام است، تا جایی كه اطیعوه ما اطاع الله؛ تا وقتی كه این دارد رو حساب حركت میكند شما باید از او اطاعت كنید، درست، چرا این ها مورد توجه قرار نمیگیرد؟ خبری از این حرفها نیست، شعار است ...، بالاترین فرد عالم وجود آمده یك نفر را انتخاب میكند، موقعی كه دارد حركت میكند میگوید این انتخاب من انتصاب نیست خیال نكنید كار تمام است فرمانده بگوید خودت را از كوه بیانداز پایین نخیر، بیخود كردی برای چه بیاندازم حالا آمدی فرمانده دنگش گرفت با یكی حساب و كتاب دارد، میخواهد در همان معركه خلاصه یك جوری به شهدا ملحق كند، حساب و كتاب دارد میگوید تو بلند شو برو خودت برو چرا من بروم؟ تو برو روی مین ا من بروم تو برو ببین چه مزهای میدهد من نگاه میكنم بعد من میآیم، اطیعوه وقتی كه نگاه كردی دیدی این امر او با موازین نمیسازند باید بروی سوال كنی، معنای حضرت این است كه بروی سوال كنی این امر شما به چه خاطر است به چه جهت است اطیعوه ما اطاع الله بله، راجع به علی بیاید به نحو اطلاق میگوید الا و من كنت مولاه فهذا علی مولاه این به نحو اطلاق است مسلئه تمام، اللهم عاد من عاداه و وال من والاه و عاد من عاداه مسئله را بر ما تمام میكند، علی مع الحق و الحق مع علی مسئله را تمام میكند، اینها همه چیزهایی است كه مسئله تمام است، علی نفس من است، علی كلام من است، علی زبان من است، اینها مطلب را تمام میكند، نه این كه راجع به بقیه افراد، نخیر؛

