
اتحاد صورت مثالی با عین خارجی
نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و جایگاه عقلانیت در مکتب اهلبیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مُثل افلاطونی» و نسبت آن با عالم خارج میپردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که عالم مثال را مکانی جداگانه و نیازمندِ انتقالِ نفس از طریق خواب یا مکاشفه میدانند، بر این نکته تأکید میکنند که صورت مثالی با عین خارجی اتحاد وجودی دارد و تفاوت در ادراک، ناشی از ضعف و قوتِ نفسِ انسان است. در ادامه، این مبحثِ دقیقِ فلسفی به حوزه عمل و اخلاق پیوند میخورد؛ جایی که استاد با استناد به وصیت امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر «نورانیتِ دل به حکمت»، ضرورتِ عقلانیت، درایت و پرهیز از هیئتبازی و شعارزدگی را در مکتب اهلبیت(ع) تبیین میکنند. ایشان با نقدِ رفتارهای کورکورانه، بر لزومِ تفکر و اتقان در فهمِ مبانی دینی و ارتباطاتِ اجتماعی تأکید میورزند تا انسان از ورطه شایعات و وهمیات نجات یابد.
اتحاد صورت مثالی با عین خارجی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «مُثل افلاطونی» و نسبت آن با عالم خارج میپردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که عالم مثال را مکانی جداگانه و نیازمندِ انتقالِ نفس از طریق خواب یا مکاشفه میدانند، بر این نکته تأکید میکنند که صورت مثالی با عین خارجی اتحاد وجودی دارد و تفاوت در ادراک، ناشی از ضعف و قوتِ نفسِ انسان است. در ادامه، این مبحثِ دقیقِ فلسفی به حوزه عمل و اخلاق پیوند میخورد؛ جایی که استاد با استناد به وصیت امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر «نورانیتِ دل به حکمت»، ضرورتِ عقلانیت، درایت و پرهیز از هیئتبازی و شعارزدگی را در مکتب اهلبیت(ع) تبیین میکنند. ایشان با نقدِ رفتارهای کورکورانه، بر لزومِ تفکر و اتقان در فهمِ مبانی دینی و ارتباطاتِ اجتماعی تأکید میورزند تا انسان از ورطه شایعات و وهمیات نجات یابد.
اتحاد صورت مثالی با عین خارجی
18نتیجۀ آن این مىشود که شما نگاه مىکنید مىبینید که در [بین] هزاران هزار یک آدم بافهم پیدا نمىشود! یکى که بفهمد پیدا نمىشود! هزارها نفر روز قبل با آن حال مىآیند و به پیغمبرشان اقتدا مىکنند و فردا که مىشود سه نفر دور على مىمانند! اینها با فهمها بودند؟! اینها بودند؟! [گفتند:] برویم ببینیم سقیفه چه خبر است! زهرمار و چه خبر است! [انگار] آبگوشت و شلهزرد مىدهند [که میگویند] برویم ببینیم چه خبر است! چه خبر است یعنی چه؟! پیغمبر فوت کرده و وصیت کرده و جانشین هم گذاشته است، دیگر چه مرگت است که دارى به سقیفه مىروى؟! پس معلوم است اصلاً این مدت فهمى وجود نداشته است! خبرى نبوده است! تمام نمازهاى جماعت همه کشک بوده است! همۀ یا رسول الله [گفتنها و گریه کردنها] کشک بوده است! اینها نبودند که دیروز گریه کردند؟! وقتى که پیغمبر گفت: بروید آن عصا را بیاورید که آن شخص [قصاص کند]،1 مگر اینها نبودند که گریه کردند؟! الاغها پس کجا رفتید؟! همۀ آن گریهها کشک است! همۀ آن خندهها کشک است! همۀ آن سجادهها کشکِ کشک است! مثل اینکه خیلى این کشک موارد دارد، تا آخر بزنید کشک! سه یا چهارتا این وسط بودند که یکخرده در آنها یک چیزى بود! سه چهارتا بودند که فقط به این چشم نگاه نمىکردند و کمی این سلولهای خاکستریشان را بهکار مىانداختند! واقعاً چیزهایى که داریم مشاهده مىکنیم، فقط جز اینکه سرمان را تکان بدهیم هیچ [کاری نمیتوانیم انجام بدهیم]!
أللهم صل علی محمد و آل محمد
- . الأمالی، شیخ صدوق، ص ۷۳۳.
